X
تبلیغات
.

 
تاريخ : شنبه 1386/10/29


مقدمه و تاریخچه ظهور
میزان ابتلا به سرطان سینه در جهان در حال افزایش است . در ایالت متحده از هر 8 زنی که تا سن 95 سالگی عمر می کنند ، یکنفر به این سرطان مبتلا می شود . این سرطان یکی از معمولترین سرطانهای تشخیص داده شده در زنان می باشد و مرگ ناشی از سرطان سینه ، بیشتر در سنین 15 تا 54 سالگی در زنان دیده می شود . البته درصد مرگ و میر ناشی از سرطان ریه در زنان بیشتر است نسبت به سرطان سینه . تحقیقات ،‌ آشکار کردن ایتولوژی دقیق سرطان سینه را رد می کند و تنها تعداد کمی از فاکتورهای اصلی مانند تاریخچه فامیلی شناخته شده اند که باعث افزایش ابتلا به سرطان سینه در زنان می شوند . البته هنوز هم تعداد زیادی از زنانی که به سرطان سینه مبتلا می شوند هیچ سابقه بیماری در خانواده خود ندارند .
علیرغم تعداد زیاد مبتلایان به سرطان سینه ، این سرطان قابل درمان می باشد . زیرا این سرطان اگر زود تشخیص داده شود قابل درمان خواهد بود . تلاشها در این زمینه مستقیماً‌ به سوی گسترش تصویربرداری از سرطان سینه و راههای تشخیص زودتر بوده است .
ماموگرافی مهمترین نوع آوری در کنترل سرطان سینه می باشد ،‌ از زمانی که ماستکتومی رادیکال توسط Halstead در سال 1898 معرفی شد . هدف اولیه از انجام ماموگرافی ، تشخیص سرطان سینه می باشد ،‌ پیش از اینکه علائم سرطان بروز کند . تشخییص سریع و درمان باعث افزایش نسبت زنده ماندن می شود . در نتیجه بلاخره درصد مرگ و میر ناشی از سرطان سینه در زنان آمریکائی کاهش یافت .
پیش از اینکه جراحی ماستکتومی رادیکال ابداع گردد ، سرطان سینه یک بیماری کشنده تلقی می شد . تنها کمتر از %5 از زنان بعد از تشخیص سرطان سینه بمدت 4 سال زنده ماندند و حدود %80 از جراحیهای سرطان سینه دوباره عود می کرد .


اما ماستکتومی رادیکال درصد زنده ماندن را از %5 به %40 افزایش داده و میزان عود سرطان را تقریباً به %10 کاهش داده است . اگر چه این عمل مطمئناً یک جهش بزرگ بسمت جلو بود اما تا 60 سال بعد از آن هیچ پیشرفتی در جهت بالا بردن نسبت زنده ماندن در زنان مبتلا به سرطان سینه بوقوع نپیوست . با اینکه یکسری دستورالعمل ها ( management ) ابداع شد و تا امروز نیز ارزش خود را حفظ کرده است :
1- بیماران در مراحل اولیه پیدایش بیماری ، به درمان پاسخ بهتری می دهند.
2- بیماران در مراحل پیشرفته ،‌ ضعیفتر عمل می کنند .
3- تشخیص زودتر ، شانس بهتری برای زنده ماندن است .
با در نظر گرفتن این اصول ، تئوری برداشتن توده قابل لمس درسینه برای درمان سرطان درحال گسترش بود و مشخص شد که معاینات دقیق فیزیکی راهی است برای تشخیص زودرس سرطان سینه . با این حال در بسیاری از موارد ، سرطان سینه تا رسیدن به مرحله پیشرفته تشخیص داده نمی شود . این نتیجه با آمار ملامت انگیز نسبت به زنده ماندن در افراد مبتلا به سرطان سینه ارتباط دارد و اینکه برای تشخیص سریع سرطان سینه به ابزاری نیاز می باشد .
شکل  ماموگرافی این نیاز را برآورده کرده است .
در سال 1913 ، Soloman ( فیزیکدان آلمانی ) تظاهرات رادیوگرافیکی سرطان سینه را گزارش کرد .
او مکانیزم چگونگی انتشار سرطان سینه را توضیح داد . اولین کلیشه رادیوگرافی از سینه تشخیص زنده توسط kleinschmidt ساخته شد و در سال 1927 در کتاب مرجع پزشکی آلمانی نمایش داده شد و در دهه 30 در آمریکای جنوبی ، ایالات متحده و اروپا ماموگرافی شروع شد . استفاده از ماموگرافی برای تشخیص سرطان سینه کمتر مورد توجه قرار گرفت .
این کار توسط چند تن از مهندسین از جمله  le Borgne از اورگوئه ، Gershon – cohen از ایالات متحده و Gros از آلمان ادامه داده شد و چندین تکنیک کلینیکی از تصویربرداری ماموگرافی منتشر شد . در آن زمان اهمیت میکروکلیسفیکاسیون بسیار تحت مطالعه بود .
در میانه دهه 50 ، ماموگرافی بعلت ظرافتهایی مانند تیوب اشعه x باولتاژ پائین با آند از جنس مولیبدن و جزئیات بالا ، فیلم رادیولوژی صنعتی ، بعنوان یک وسیله کلینیکی واقعی تصور می شد . در این زمان ، Egan از ایالات متحده و Gros از آلمان بخاطراستفاده از ماموگرافی برای تشخیص و ارزیابی سرطان سینه به شهرت رسیدند . زیروگرافی در دهه 60 توسط  Wolfc و Ruzicka ابداع شد . زیروگرافی در مقایسه با فیلم صنعتی x-ray دوز دریافت شده توسط شخص را کاهش داد .
با دستیابی به یافته های فیزیکی بسیاری ، تصاویر زیروگرافی برای درک و ارزیابی آسانتر شدند و زیروماموگرافی بطور وسیعی برای ارزیابی بیماری سینه مورد استفاده قرار گرفت . از این زمان بود که اولین تلاشها برای تصویربرداری عمومی شروع شد .
ترکیبی از رزولوشن بالا ، فیلمهای x-ray با سرعت بالا و صفحات فولی ، اولین بار توسط شرکت DuPont معرفی شد . چنانکه میزان پرتوگیری بیمار به مقدار زیادی کاهش پیدا کرد . ترکیب فیلم – صفحه در سال 1975 توسط دو شرکت DuPont و Kodak بهبود یافت . در این زمان فیلمهایی با کیفیت بسیار بالا تولید می شد در حالیکه پرتوگیری بیمار نیز کاهش پیدا کرده بود . در این سال فیلمهایی با دوز پائین تر ، تکنیک بزرگنمایی و استفاده از گرید برای کاهش پرتوهای ثانویه ( Scatter ) معرفی شدند .
امروزه ثابت شده که ماموگرافی با کیفیت بالا ، معاینات دقیق فیزیکی ، چک آپهای ماهانه سینه توسط خود شخص ( BSE ) باعث بهتر آشکار شدن سرطان سینه در مراحل ابتدایی میشود . یعنی در مراحلی که سرطان قابل درمان می باشد .


پروژه Breast Cancer Detection Demonstration Project (BCDDP )  در سال 1973 انجام شد . در این پروژه 280000 زن در سال برای مدت 5 سال از 29 ناحیه از ایالات متحده مورد عکسبرداری قرار گرفتند . این پروژه توسط شرکتهای ( American cancer society ) ACS و NCI ( National Cancer Institute ) انجام شد .
در این پروژه ثابت شد که معاینات بالینی ، عکسبرداری ، ماموگرافی و BSE به تشخیص زودتر سرطان کمک می کند و بیشتر از 41% از بیماران مبتلا به سرطان فقط با ماموگرافی مشخص شدند و حتی درصد بیشتری از افراد مبتلا به سرطان سینه در مراحل ابتدایی ، توسط ماموگرافی شناسایی شدند . اگر چه پروژه موفق طراحی نشده بود تا ثابت کند که تشخیص سریع و زودرس سرطان سینه باعث افزایش نسبت زنده ماندن می شود اما دلیل محکمی شد تا در کشورهای Nether land و سوئد و آلمان کنترلهای علمی دقیقی انجام شود که نشان داد تشخیص زودرس سرطان سینه باعث بالا رفتن نسبت علاج پذیری آن می شود .
سازمان بیمه سلامتی در نیویورک نیز با انجام ماموگرافی برروی زنان بالای 50 سال ثابت کرد که تشخیص زودرس سرطان سینه ، نسبت مرگ و میر را کاهش می دهد .
هدف MQSA این بود که ماموگرافی با کیفیت بالا و با بهترین شرایط قابل قبول توسط کسانیکه مسئولیت کامل برای انجام کار را پذیرفته اند انجام پذیرد .

Risk factor ها :
ارزیابی کردن احتمال خطر در زنان برای گسترش سرطان سینه یک پروسه پیچیده است . تاریخچه عود بیمار برای تعیین کردن علتهای نهانی باید مشخص شود . رادیولوژیست این علتها را بعد از انجام ماموگرافی و گزارش آن ، تصور می کند .
به جز جنسیت فاکتورهای موثر بر ابتلا به سرطان سینه عبارتند از : سن ، سابقه فامیلی و تاریخچه هورمونی
1- سن :‌درصد ابتلا به سرطان سینه با بالا رفتن سن ، افزایش می یابد .
2- سابقه فامیلی : خانمی که دختر ، خواهر و یا مادرش قبلاً مبتلا به سرطان سینه شده اند بخصوص در سنین پائین ، ریسک بالایی برای مبتلا شدن دارند . اگر چه مطالعات نشان داده است که تنها 6/13% از افراد مبتلا به سرطان سینه دارای سابقه فامیلی هستند .
3- تاریخچه هورمونی : هورمونها در طول مدت رشد ، قاعدگی و شیردهی تحت تاثیر بافت غده ای سینه هستند ، اگر چه مقدار هورمون در آغاز یائسگی کاهش می یابد . در نتیجه بافت غده ای سینه حساسیت بیشتری دارد به  carcinagens   در طول   menarch .
زنانی احتمال بالایی برای مبتلا شدن به سرطان سینه را دارند که در سنین پائین قاعده شده اند ( شروع قاعدگی قبل از سن 12 سالگی ) یا دیر یائسه شده اند ( بعد از 52 سالگی ) و یا تولد اولین نوزادشان بعد از 30 سالگی بوده است .



ماموگرافی تشخیصی
ماموگرافی تشخیصی چیست ؟

ماموگرافی تشخیصی یک رادیوگرافی از پستانهابرای رد یا تایید شکایات یا آبنرمالیهای پستان است  که در معاینات فیزیکی یا ماموگرافی معمولی تشخیص داده شده است . ماموگرافی تشخیصی از نظر تعداد نماهای ( view ) گرفته شده با ماموگرافی معمولی متفاوت است از این نظر که تعداد نماها در ماموگرافی تشخیصی بسیار بیشتر از ماموگرافی معمولی است ( در ماموگرافی معمولی فقط دو نما انجام میشود ) . بنابراین ماموگرافی تشخیصی وقت و هزینه بیشتری در بر دارد .
هدف ماموگرافی تشخیصی
هدف تشخیص دقیق سایز ( اندازه ) و موقعیت ( مکان ) آبنرمالیهای پستان و به تصویر کشیدن بافت اطراف توده می باشد .
در بسیاری از موارد ماموگرافی تشخیصی به تشخیص آبنرمالیهای خطرناکی که بسیار شبیه بافت غیر کانسر هستند کمک می کند . وقتی تشخیص بین کانسر و غیر کانسر مقدور نباشد رادیولوژیست توصیه می کند که بیمار 6 ماه بعد یک ماموگرافی معمولی به عمل آورد . اگر در ماموگرافی تشخیصی به وجود آبنرمالی مشکوک شدیم ممکن است معاینات تکمیلی از پستانها مثل سونوگرافی یا بیوپسی توصیه شود . بیوپسی تنها راه مطمئن برای تشخیص کانسر سینه در زنان است .

چه نماهایی در ماموگرافی تشخیصی گرفته می شود 
نماهای معمولی در ماموگرافی تشخیصی شامل نمای کرانیوکودال(CC) ، نمای ابلیک لترال داخلی ( MLO ) و نماهای اضافه مورد نیاز برای موارد خاص . این نماها شامل نمای لترال داخلی LM ( برای هر طرف ) از طرفین به سمت مرکز ریه chest ، و نمای داخلی خارجی ML از مرکز ریه به سمت خارج ریه بزرگنمایی نمای CC ، و دیگر نماهای اختصاصی ماموگرافی مثل نماهای بزرگنمایی شده و کمپرس شده می باشد .
چه آبنرمالیهایی توسط ماموگرافی تشخیصی قابل تشخیص می باشد ؟
ماموگرافی موارد تشخیص متعددی دارد ، دو تا از مهمترین موارد : تشخیص کلیسفیکاسیونها و توده ها Masses می باشد . کلیسفیکاسیونها ذرات معدنی اضافی در بین نسوج پستان هستند که در کلیشه ماموگرافی به صورت ذرات سفید فضاگیر دیده می شوند . دونوع کلسیفیکاسیون وجود دارد :
1- ماکروکلیسفیکاسیون ، 2- میکروکلیسفیکاسیون
Mass: تجمعی از گروه سلولها که از بافت اطرافشان سخت تر ( dens ) هستند .
cyst : کیسه ای از مایع است که ممکن است به صورت mass در ماموگرافی دیده شود . ممکن است از سونوگرافی برای تشخیص بین cyst و mass های مایع استفاده کنند .
کلیسیکاسیونها ، توده ها masses ، و دیگر مواردی که ممکن است در ماموگرام دیده شوند ؟
میکروکلیسفیکاسیونها : ذرات خیلی ریز( کمتر از 50/1 inch یا کسری از میلیمتر ) کلسیم در پستان هستند  . وقتی که تعداد زیادی از میکروکلیسفیکاسیونها در یک ناحیه دیده شوند احتمال یک کانسر کوچک وجود دارد . تقریباً نیمی از کانسرهای تشخیصی داده شده با ماموگرافی به صورت تجمعی از میکروکلیسفیکاسیون ظاهر می شوند . میکروکلیسفیکاسیون ها مهمترین علامت مشترک در کارسینومایin situ مجاری پستان می باشند . ( یک کانسر زود هنگام مجاری پستان ). تقریباً 90% کارسینومای in situ مجاری پستان با میکروکلیسفیکاسیونها همراه هستند . میکروکلیسفیکاسیونها همیشه نشان دهنده یا علامت کانسر نیستند . شکل و اندازه میکروکلیسفیکاسیون ها به رادیولوژیست کمک می کند تا کانسر را تشخیص دهد .
در بعضی از موارد کلیسفیکاسیون ها نشان می دهند که نیازی به بیوپسی وجود ندارد . در عوض ، پزشک ممکن است یک ماموگرافی بعد از 6 ماه را توصیه کند . در بقیه موارد ، میکروکلیسفیکاسیون ها خیلی مشکوک هستند و بیوپسی توصیه می شود . فقط حداکثر 17% از کلیسفیکاسیون های بیوپسی شده کانسر هستند . رادیولوژیست ممکن است شکل کلیسفیکاسیون ها را به صورت pleomorphic یا polymorphic در ریپورت ماموگرافی گزارش کند .


ماکروکلیسفیکاسیونها :
ذرات سخت کلسیمی هستند که معمولاً با cyst های تغییر شکل یافته یا با نسوج مرده تغییر شکل یافته پستان همراه هستند ، مثل عروق کلسیفیه شده قدیمی . ضایعات کهنه یا تورم ها . ماکروکلیسفیکاسیونها معمولاً غیر کانسری هستند و بیوپسی توصیه نمی شود . ماکروکلیسفیکاسیونها در 50% در زنان بالای 50 سال دیده می شوند .
توده ها masses :
تغییر مهم دیگری که در ماموگرام دیده می شوند ، masses ( توده ها ) هستند که ممکن است با یا بدون کلیسفیکاسیون ها باشند . یک توده یا mass تجمعی از سلولها است که از بافت اطراف خود سخت تر (dense) است . یک کیست ( cyst ) ( تجمع غیر سرطانی از مایع در پستان ) ممکن است به صورت یک توده mass در ماموگرام دیده شود . کیست cyst نه در معاینات فیزیکی به تنهایی و نه در ماموگرافی به تنهایی قابل تشخیص می باشد حتی اگر علائم مشخص کننده cyst وجود داشته باشد . برای اطمینان از اینکه توده cyst است سونوگرافی از پستان و Aspiration با سوزن توصیه می شود . مثل تمام مواردی که همراه با کلیسفیکاسیون هستند یک توده mass ممکن است که به علت موارد کانسری یا غیر کانسری باشد .
بعضی از توده ها ممکن است با ماموگرافی های دوره ای تشخیص داده شوند در حالیکه برای بعضی دیگر از توده ها ممکن است بیوپسی توصیه شود . شکل و اندازه و همچنین شکل لبه های توده ( mass ) به رادیولوژیست برای رد یا تائید کانسر کمک می کند . ماموگرافی های قبل بسیار موثرند و از بیوپسی های غیر ضروری ممانعت به عمل می آورد . بنابراین به همراه داشتن ماموگرافی های قبل توسط بیمار خیلی مهم است به خصوص اگر بیمار بخواهد از متد دیگری از ماموگرافی استفاده کند .
Density :
بافت غده ای پستانها یا سفتی های پستانها به صورت مناطق سفید رنگ در فیلم ماموگرافی دیده می شوند .
عموماً ، زنان جوان پستانهای سفت تری نسبت به زنان مسن تر دارند . در ماموگرافی سفتی های پستان به سختی از میکروکلیسفیکاسیونها و دیگر توده ها قابل تشخیص می باشند ، زیرا آبنرمالهای پستان به صورت مناطق سفید رنگ در ماموگرام دیده می شوند . بعد از یائسگی بافت غده ای پستانها توسط چربی جایگزین می شوند به همین دلیل آبنرمالیها در ماموگرافی به آسانی قابل تشخیص می شوند بنابراین اکثر پزشکان ماموگرافی سالانه رادیوگرافی قبل از سن 40 سالگی توصیه نمی کنند مگر اینکه احتمال کانسر پیشرفته در آنان زیاد باشد . قانوناً مراکز ماموگرافی باید یک گزارش دقیق از ماموگرافی در طی 30 روز از زمان ماموگرافی به بیمار ارائه دهند . این گزارش یک کپی از ریپورت رادیولوژیست نیست ، بلکه یک مدرک جداگانه ای است که به طور واضح وجود آبنرمالی و اطلاعات عمومی درباره آن را توضیح می دهد . خانمی که مستقلاً خودش مراجعه کرده است باید همچنین یک کپی از ریپورت رادیولوژیست را دریافت کند . این نامه همچنین لزوم تصویربرداری های تکمیلی یا بیوپسی را مشخص می کند . خانمها اگر این نامه به دستشان نرسد باید با مرکز ماموگرافی تماس بگیرند .
دیگر آزمایشات یا پروسه ها که ممکن است برای رد یا تائید آبنرمالیهای سینه انجام شود :
ماموگرافی به تنهایی نمی تواند تشخیص دهد که ضایعه آبنرمال کانسر است . اگر چه بعضی از آبنرمالیها ممکن است malignancy باشند. اگر ماموگرافی احتمال خیلی قوی کانسر را بدهد ، تصویربرداری تکمیلی یا بیوپسی توصیه می شود .در بیوپسی پستان ، بافت برداشته شده از پستان در زیر میکروسکوپ آزمایش می شود ، این تنها راه تشخیص قطعی کانسر پستان است . بین 65% تا 80% از بیوپسی ها غیر کانسری هستند .
دیگر آزمایشات تصویربرداری که ممکن است توصیه شوند شامل :
- سونوگرافی : مخصوصاً برای تشخیص cyst ها از توده ها 
- MRI پستان : مخصوصاً برای پستانهایی که با عمل زیبایی پرشده اند ( implant ).
- بقیه آزمایشات مثل پزشکی هسته ای یا T – scan .
- داکتوگرافی : یا گرافی از مجاری پستان که گاما galactography خوانده میشود . که ماموگرافی با یک ماده حاجب مخصوص است برای نشان دادن مجاری پستان . داکتوگرافی برای تشخیص علت آبنرمالیهای نوک پستان و تشخیص introductal papilloma بسیار با ارزش است .

منبع:
               
Diagnostic Mammography
                       
    

 ماموگرافی
این دستگاه برای رادیوگرافی از ناحیه پستان برای خانمها استفاده می شود.
شامل تیوب اشعه ایکس مخصوص ماموگرافی، نگهدارنده کاست و وسیله کمپرس است.
دستگاه می تواند با زاویه دیگر به طور اتوماتیک در دو وضعیت افقی ثابت شود.فیلم های مخصوص ماموگرافی در نگهدارنده سبک و محکم قرار داده می شود و مشخصات بیمار به کمک سیستم مشخصات روی فیلم ثبت می شود.
ژنراتور:
از ژنراتور 6 پالس استفاده می شود،در نتیجه زمان اکسپوژر کوتاه خواهد بود ومحوی ناشی از حرکت حداقل می شود.امکان کنترل mAs نیز وجود دارد.
تیوب اشعه ایکس:
معمولا دراین دستگاه از تیوب مخصوص با آند مولیبدنیومی استفاده می شود

 

 


ماموگرافی چگونه انجام می شود : تصویربرداری و Positioning

این مطالب نشان می دهد که چگونه نماهای مختلف در ماموگرافی انجام می شود و چگونه بیمار باید position بگیرد تا تصویری با کیفیت  تهیه شود . اطلاعات گردآوری شده در این قسمت به منظور اطلاع رسانی به تکنولوژیستهای ماموگرافی ، متخصصین امور بهداشت و سلامتی و بیمارانی که راغبند درباره تصویربرداری و position بیشتر بدانند  ، تهیه شده است .
نمای Medio – lateral oblique view )MLO):
MLO به طور ابلیک یانمای زاویه دارگرفته می شود . در ماموگرافی معمولی نمای MLO بر نمای لترال ˚90  ارجحیت دارد زیرا قسمت اعظم بافت پستان می تواند به تصویر کشیده شود ، در نمای MLO ، عضلات ریه باید از بالا تا 4/1 فوقانی خارجی پستان و زیر بغل به صورت ابلیک و تا زیر نوک پستان یا حتی پائین تر قابل رویت باشد . شکل عضلات باید هلالی یا به صورت « ولو » شده به سمت خارج باشد که نشان دهنده ریلاکس ( شل ) بودن عضلات است . حتی میان پستان باید نقطه سانتر MLO باشد .
خیلی مهم است که compression در طول تصویربرداری انجام شود و نوک پستان باید در این نما نشان داده شود ، و همچنین قسمتی از شکم باید قابل رویت باشد به علامت اینکه تمام پستان در فیلد هست .
1- برای گرفتن نمای MLO ، تکنولوژیست ماموگرافی به تیوب زاویه ˚60 – 30 می دهد ، صفحه نگه دارنده ماموگرافی که حامل کاست فیلم و یا دتکتور دیجیتال است پستان را نگه  می دارد . صفحه نگه دارنده باید با عضلات قفسه سینه موازی باشد و لبه بالایی صفحه نگه دارنده باید هم سطح زیر بغل باشد .
2- در طی نمای MLO بیمار باید با Stand ماموگرافی زاویه ˚45 درجه داشته باشد . تکنولوژیست از بیمار می خواهد که آرنج خود را بالا برده و با دست دستگیره دستگاه را بگیرد، بیمار کمی به طرف جلو خم می شود ، تکنولوژیست باید بازو و پستان را بالا کشیده و قسمت وسط پستان را به طرف جلو بکشد . تکنولوژیست سپس کمپرسور را خواهد بست ، طوریکه فقط استخوان کلاویکل نمایان باشد .
3- پس از اینکه کمپرسور ثابت شد ، و تکنولوژیست اطمینان حاصل می کند که هیچ مشکلی در فیلد تصویر وجود ندارد . سپس از بیمار پوزیشن داده شده می خواهد که همانطور بایستد و خودش برای اکسپوز اتاق را ترک می کند .
نمایCranio – Caudal view)CC):
در نمای CC پستان از بالا تصویربرداری می شود . این نما هم در ماموگرافی معمولی و هم در ماموگرافی تشخیصی به عمل می آید . در نمای CC باید بافت غده های پستان کاملاً قابل رویت شوند . بافت چربی نزدیک عضلات پستان باید به صورت نوارهای تیره مشخص باشد و در پشت آنان باید عضلات قفسه سینه دیده شود . نوک پستان ( nipple ) باید  مشخص باشد .
Positioning :
1- تکنولوژیست ماموگرافی ، پستان را حداکثر cm 2 بالا می آورد و ارتفاع صفحه نگه دارنده را تنظیم می کند در نتیجه بیمار می تواند صفحه نگهدارنده را با دستش لمس کند .
2- تکنولوژیست ، در امتداد خط میانی پستان مورد نظر یا پشت سر بیمار می ایستد و از بیمار می خواهد که سرش را به سمت او برگرداند . سپس تکنولوژیست پشت و شانه بیمار را به سمت جلو برده و به صفحه نگهدارنده نزدیک می کند . تکنولوژیست با دست دیگرش زیر پستان بیمار را نگه داشته و آن را روی « صفحه نگهدارنده » می گذارد . پستان  به طرف خود بیمار چرخانده می شود، در نتیجه قسمت خارجی پستان به سمت جلو می چرخد .
3- سپس تکنولوژیست کمپرسور را می بندد تا اطمینان حاصل کند که هیچ قسمتی در قسمت لترال به جا نمانده است . تکنولوژیست می تواند دست خود را بر روی شانه بیمار گذاشته و پوست بیمار را کشیده و اطمینان حاصل کند که هیچ چیز خارج از فیلد اشعه X نیست .
وقتی کمپرسور فیکس شد تکنولوژیست از بیمار می خواهد تا همانطور بایستد و خودش برای اکسپوز اتاق را ترک می کند .
نمایMedio – lateral view) ML ):
در نمای ML از مرکز قفسه سینه به سمت خارج تصویربرداری می شود . اگر نمای ابلیک گرفته نشود ، پوزیشن Medio – lateral ممکن است بر نمای latero – medial ارجحیت داشته باشد . در نمای ML تصاویر پستان از قسمت خارجی پستان به سمت قسمت مرکز قفسه تصویربرداری می شود تا ناحیه لترال ( خارجی ) پستان جایی که بیشترین تغییرات پاتولوژیک یافت می شود به فیلم نزدیکتر باشد . به هر حال اگر پزشک قسمت میانی پستان را بیشتر مد نظر داشته باشد نمای LM ممکن است انتخاب شود . در نمای ML عضلات ریه باید به صورت باندهای روشن باریک حداقل در نیمی از تصویر دیده شود . نوک پستان باید در تصویر دیده شود و قسمتی از شکم باید در زیر پستان دیده شود .
پوزیشن بیمار برای نمای ML :
1- تکنولوژیست تیوب اشعه X را با زاویه لترال ˚90 قرار می دهد و باید مطمئن شد که Marker درست انتخاب شده است .
2- تکنولوژیست ارتفاع صفحه نگه دارنده را تا حدود زیر بغل تنظیم کرده و از بیمار می خواهد تا بازوی خود را به سمت جلو کشیده و به موازات صفحه نگه دارنده قرار دهد .
سپس پستان بیمار را از پائین به سمت خارج کشیده و کمپرسور را می بندد ، تکنولوژیست دست دیگرش را روی پشت بیمار گذاشته و بیمار را به سمت stand می برد . اگر پستان دیگر در فیلد قرار گرفت تکنولوژیست از بیمار می خواهد تا آن را از فیلد خارج کند . در بعضی ازموارد از یک پلاستر کاغذی برای خارج کردن پستان از فیلد استفاده می شود . تکنولوژیست پلاستر را به جناق سینه بیمار می چسباند و پستان را به عقب به سمت پشت بیمار می کشد .
3- وقتی  کمپرسور ثابت شد ، تکنولوژیست از بیمار می خواهد همانطور بماند و برای اکسپوز اتاق را ترک می کند .
نمایLatero – Medial view)LM ):
نمای LMتصویربرداری پستان از قسمت خارجی به سمت مرکز قفسه است ، وقتی که پزشک قسمت میانی پستان را بیشتر مد نظر داشته باشد نمای LM استفاده می شود .
1- برای نمای LM تکنولوژیست تیوب را در حالت ˚90 قرار می دهد . باید اطمینان حاصل کرد که مارکرهای صحیح استفاده شده است . ارتفاع صفحه نگه دارنده تا بالای استرنوم تنظیم می شود و صفحه نگه دارنده در بین دو پستان بیمار قرار می گیرد .
2- تکنولوژیست از بیمار می خواهد که بازوهای خود را بالا برده و دستهای خود را روی دستگیره دستگاه قرار داده طوری که آرنجهایش بالا قرار گیرند و همچنین از بیمار خواسته می شود چانه خود را تا جایی که امکان دارد به سوی لبه صفحه نگهدارنده ببرد . پستان بیمار از پائین به سمت خارج کشیده می شود و کمپرسور بسته می شود . بیمار به سمت صفحه نگه دارنده برده می شود . اطمینان حاصل کنید که بازوی بیمار تحت فشار نیست .
3- از بیمار خواسته می شود که همانطور بایستد و تکنولوژیست برای اکسپوز اتاق را ترک  می کند.

منبع:
                          How Mammography is Performed: Imaging and Positioning
                                                        

                           

         

                                Frequently asked questions about Mammography and breast cancer

            ماموگرام چیست ؟

             یک تصویربرداری با استفاده از اشعه X برای به تصویر کشیدن جزئیات پستان است . در ماموگرافی از دز پائین اشعه X ، کنتراست بالا ،
             فیلم
High resolution و دستگاهی که اختصاصاً برای تصویربرداری از پستان طراحی شده است استفاده می شود.
درماموگرافی دیجیتالی             
             
( digital ) از دستگاهی با گیرنده های ( Receptor ) دیجیتالی و کامپیوتر به جای کاست فیلم استفاده می شود .

             ماموگرافی  نقش بسزایی در تشخیص سرطانهای پستان دارد که این باعث افزایش شانس موفقیت درمان و بقای بیمار می گردد . وزارت
             دارو و غذای آمریکا «
FDA
» گزارش می دهد که ماموگرافی می تواند حداکثر 85% از سرطانهای پستان را چندین سال قبل از اینکه به
             صورت یک توده
( Lump ) احساس شوند تشخیص دهد .

            چرا بعضی مواقع ماموگرافی  ناراحت کننده است ؟

             بیمار احساس فشار ، نه درد ، می کند . اگر شما احساس ناراحتی می کنید لطفاً تکنولوژیست را در جریان بگذارید .کیفیت ماموگرام
             به شدت  فشرده کردن
compression پستان بستگی دارد که آن هم بعضی وقتها باعث ناراحتی می شود . compression
حرکات پستان
             را کاهش می دهد ، این حرکات باعث عدم وضوح تصاویر
  می شوند . ضخامت زیاد پستان scattering  اشعه X را افزایش می دهد که باعث
             خرابی تصویر می شوند .
کل دز دریافتی در پستان بوسیله یک compression خوب کاهش می یابد. compression 
پستان باعث پهن شدن
              آن شده که در نتیجه کل بافتهای پستان در تصویر قابل رویت می گردند .
 

            چه وقت باید ماموگرافی انجام داد ؟

             انستیتو ملی سرطان توصیه می کند خانمهای 40 ساله هر ساله یا دوسال یکبار یک ماموگرافی معمولی ( screening ) انجام دهند . با
             شروع سن 50 سالگی هر ساله باید ماموگرافی  انجام شود . بیماران
High risk کانسر پستان خصوصاً کسانیکه سابقه فامیلی کانسر 
             پستان دارند باید با پزشک خود درباره شروع ماموگرافی   قبل از 40 سالگی مشورت نمایند . بسته به نتیجه ماموگرافی معمولی یا به
             عنوان قسمتی از پیگیری ، ماموگرافی تشخیصی انجام می شود . خانمها ممکن است به ماموگرافی های مجدد و آزمایشات تشخیصی
             دیگر احتیاج پیدا کنند . با پزشک خود مشورت کنید .

            آیا برای انجام ماموگرافی به نسخه پزشک نیازمندم ؟

             خیر ، اکثر مراکز ماموگرافی  اجازه می دهند خانمها برای گرفتن وقت ماموگرافی  معمولی و انجام آن بدون نسخه مراجعه کنند .  مرکزی که
             ماموگرافی معمولی را تهیه می کند به نام پزشک نیازمند است تا ریپورت را برای او ارسال نماید . بنابراین بیمار می تواند از اینکه این
             آزمایش کلینیکال برای پزشک او ارسال می شود اطمینان حاصل کند . بنابراین اگر یک آبنرمالی پیدا شد ، پزشک قادر خواهد بود آن را 
             پیگیری کند . ماموگرافی تشخیصی بر اساس آبنرمالیهای تشخیص داده شده با ماموگرافی معمولی انجام می شود ، یا برای خانمهایی 
             که مشکلاتی در پستان دارند . در ماموگرافی   تشخیصی حتماً نسخه پزشک الزامی است .

            آیا ماموگرافی  جانشین معاینات فیزیکی ( دستی ) می گردد ؟

             خیر ، بهترین شانس یک خانم برای تشخیص زود هنگام کانسر پستان ترکیبی از ماموگرافی های منظم همراه با معاینات دستی
             ( فیزیکی ) پستان توسط یک پزشک با تجربه است . برای تشخیص قطعی سرطان معاینات دستی و ماموگرام تکمیل کننده همدیگر 
             هستند . یک خانم باید معاینات دستی را خودش به طور ماهانه انجام دهد .

            ماموگرام Baseline ( راهنما ) چیست ؟

             ماموگرام Baseline یک سری تصاویری است که برای مقایسه با آخرین ماموگرام استفاده می شود و آن معمولاً اولین ماموگرام معمولی
             بیمار است ، مگر اینکه آن فیلمها غیر قابل دسترسی باشد.بیماران باید سعی کنند فیلمها را نگه دارند و یا زمان و مکان انجام ماموگرافی                             را به خاطر بسپرند . ماموگرام های قبلی برای کمک به تشخیص در ماموگرام های فعلی و آتی بسیار لازمند.
بیمارانی که ماموگرام
             
Baseline ندارند به احتمال زیاد به نمای تکمیلی ، پیگیریها و بیوپسی نیاز خواهند داشت .
اگر ماموگرام های قبلی در دسترس باشند
             مطالعات و آزمایشات تکمیلی کمتری نیاز خواهد بود .

            انجام ماموگرافی چقدر طول می کشد ؟

             از مرکزی به مرکز دیگر متفاوت است . ولی از زمانیکه اسم بیمار خوانده می شود ماموگرافی معمولی 15 دقیقه ، ماموگرافی تشخیصی
             دو برابر ؛ 30 دقیقه و بیوپسی پستان معمولی یکساعت زمان خواهد برد .
            
Cleavage view  چیست؟
            
Cleavage view  که معمولاً ( Valley view ) خوانده می شود ، یک ویوی ماموگرام است که در آن تصاویر از قسمت وسطی ( مرکزی ) 
             دو پستان تهیه می گردد . وقتی تصویری از یک پستان تهیه می شود و پستان دیگر خارج از فیلد
compression
قرار می گیرد، قسمتی
             از بافت پستان مورد نظر ممکن است به خارج از فیلد کشیده شده و خارج از فیلد قرار بگیرد . برای به تصویر کشیدن هر چه بیشتر قسمت
             وسطی ، تکنولوژیست هر دو پستان را در فیلد قرار داده و از قسمت میان هر دو پستان تصویر تهیه می کند .
 Cleavage view همچنین
             زمانی که یک دانسیته مشکوک در لبه میانی پستان در فیلم ماموگرام دیده شود و رادیولوژیست نیاز دارد این دانسیته را بیشتر ببیند ،
             تهیه می گردد .
همچنین زمانی که رادیولوژیست یک نقطه مشکوک در نمای ابلیک مدیو - لترال (MLO) ببیند و نتواند آن ناحیه را در نمای
             
( CC ) کرانیو – کودال پیدا کند نمای Cleavage view تهیه می شود .

            اگر عمل زیبایی پستان انجام داده باشم باید ماموگرافی انجام دهم ؟

             بله ، خانمها با پستانهای implant شده باید مانند دیگر خانمها ماموگرافی های روتین را داشته باشند . به هر حال به خاطر عمل implant
             چندین نمای اختصاصی که اجازه می دهد هم نمای قسمت طبیعی پستان و هم قسمت implant قابل رویت باشند الزامی است.
به همین
             دلیل ماموگرافی تشخیصی معمولاً برای بیمارانی که عمل 
implant 
داشته اند توصیه می گردد . این بیماران همیشه باید پزشک و 
             تکنولوژیست را در جریان عمل جراحی خود قرار دهند .

  MR Imaging             : برای تصویربرداری از بافتهای پستان و implant و برای چک کردن شرایط implant ، MR بسیار مفید است .

MR Imaging              متد تصویربرداری برای چک کردن خود implant ( از نظر شکستگی و غیره) است در حالیکه ماموگرافی بهترین روش برای 
             بررسی بافتهای پستان است . ماموگرافی باعث ایجاد نقص یا شکستگی در
implant نمی شود .

 

             اشعه X استفاده شده برای ماموگرافی نمی تواند به خوبی از سیلیکون و saline روی لایه ای یا زیر لایه ای بکار برده شده در پستان بگذرد.
             بنابراین قسمتی از بافتهای پستان در ماموگرام دیده نمی شوند ، چونکه با
implant
پوشانده شده اند . برای به تصویر کشیدن هر چه
             بهتر بافتهای پستان خانمها با پستانهای
implant شده باید 4 نمای تکمیلی در ماموگرافی تشخیصی انجام شود.

           این تصاویر تکمیلی با اشعه X : ماموگرافی  displacement  implant ( ID )خوانده می شود. قسمت implant به سمت عقب به طرف دیواره
             قفسه سینه هل داده می شود و بافت پستان به سمت جلو کشیده می شود . در این حالت بخش اعظم قسمت جلویی پستان
             تصویربرداری می شود . نمای
 displacement  implant برای خانمهایی که implant آنها شکسته یا یک Scare    سخت اطراف implant
خود 
             دارند موفقیت آمیز نیست.نمای
ID آسانترین روش برای خانمهایی است که implant آنهادر زیر عضلات قفسه سینه کار گذاشته شده است
.           

آیا اشعه ماموگرافی  می تواند باعث کانسر شود ؟

             ماموگرافی های مدرن حداقل دز اشعه X را دارند . مطالعات علمی نشان می دهد که دزی که 1000 – 100 برابر بیشتر از دز ماموگرافی
             لازم است تا منجر به افزایش آماری کانسر پستان شود. ماموگرافی نقش مهمی در آسیب زدن به بافتهای پستان ندارد و اثرات منفی
             بالقوه در مقابل فواید ماموگرافی منظم بسیار ناچیزند.
            
 ( Mammography Quality standards Act )  MQSA توسط کالج رادیولوژی آمریکا ( ACR )
طرح ریزی شد و توسط کنگره نیز تصویب شد:
             که دقت و حفاظت
 (Safty)   در طی ماموگرافی  الزامی است . به بیماران باید اطمینان داد که سیستم ماموگرافی  مدرن بکار برده شده
             بر طبق کیفیت و استاندارد
ACR می باشد .

             هر چند وقت یکبار باید ماموگرافی  انجام داد ؟

             انستیتو ملی کانسر برای خانمهای بالای 40 سال هر سال یا هر دوسال یکبار ماموگرافی   معمولی را توصیه می کند . با شروع 50 سالگی
             ماموگرافی  باید هر ساله انجام شود . زنان
High risk و یا کسانی که آزمایش مثبت ژن BRCA1 یا BRCA2
 دارند باید با پزشک خود
             صحبت کرده و ماموگرافی های سالانه را از سن 25 سالگی شروع کنند .

            چرا سونوگرافی ، MRI یا دیگر آزمایشات برای تشخیص کانسر پستان به کار نمی رود ؟

             اخیراً ، ماموگرافی تنها آزمایشی است که توسط سازمان FDA آمریکا برای کمک به تشخیص کانسر پستان در زنانی که هیچ علامتی
             ( مثل توده )ندارند توصیه می شود. ماموگرافی به تشخیص حداکثر 85% از کانسرهای پستان کمک می کند و باعث کاهش 2% ازمرگ و
             میرهای ناشی از سرطان پستان در 10 سال گذشته شده است.سونوگرافی،
MRI
و دیگر آزمایشات وقتی مفیدند که ابتدا آبنرمالی توسط
             ماموگرافی یا معاینات فیزیکی تشخیص داده شود .

             این آزمایشات بخاطر محدودیتهایی که در لیست زیر آورده شده است توسط FDA به عنوان اولین آزمایش توصیه نمی شود .

     آزمایش

                    نقاط مثبت

                  نقاط منفی

سونوگرافی

کنتراست خوب ، برای تشخیص کیستهای غیر کانسری و mass عالی است.

فقدان رزولوشن کافی ، بستگی به فرد انجام دهنده دارد .نمی تواند کلسیفیکاسیونها را نشان دهد (که ممکن است نشان دهنده کانسر باشد) .

MRI پستان

برای به تصویر کشیدن پستانهای سفت،
 
implant
ها یا زخمهای کوچک ،
کمک به
staging  کانسر

طولانی و پرهزینه ، به سختی بافت کانسری و غیر کانسری را متمایز می کند . کلسیفیکاسیونها را مشخص نمی کند .

   

 

            چرا تشخیص ماموگرافی صددرصد نیست ؟

             روی هم رفته ماموگرافی حداکثر 90- 85% از کل کانسرها را می تواند تشخیص دهد . در حالیکه اکثر قریب به اتفاق آبنرمالیها با ماموگرافی
             قابل تشخیص است ، قسمت کوچکی از آبنرمالیها قابل تشخیص نیستند . بعضی مواقع یک بافت غیر طیبعی قابل تشخیص نیست زیرا 
             آن با دانسیته بافت اطرافش یکی است .

 

             هدف ماموگرافی سعی در تشخیص کانسر پستان در خانمها است، بدون توجه به علائم آن. اگر بیمار توده یا یک تغییر دیگری در پستان
             دارد و جواب ماموگرافی منفی است ( کانسر یا بافت مشکوک ندارد)بیمار باید قانع شود که پیگیری های بیشتر باید توسط پزشکش انجام
             شود . در موارد شبیه به این که توده
( Lump ) مشکوک نیست ممکن است مسئله با معاینات بالینی پستان یا ماموگرافی مجدد بعد از 6 
             ماه درخواست شود . گزارش ماموگرافی   منفی
( Negative ) نباید این طور معنی شود که هیچ احتمالی برای کانسر وجود ندارد،وهمچنین
             به این معنی نیست که پستان نرمال است .بیشتر ( ونه اکثر ) آبنرمالیها تغییراتی مثل کلسیفیکاسیون یا
mass دارند . فقط وقتی که آن
             ناحیه تغییر مهمی نسبت به ماموگرافی  بیماران دیگر داشته باشد آبنرمالی گزارش می شود و این دلیلی برای ضرورت ماموگرافی های 
             منظم و مقایسه آنها با فیلمهای قبلی است .

             



ارسال توسط .
 
تاريخ : جمعه 1386/10/28

 

روشی است برای مطالعه ی ساختمان های داخلی مفاصل بدن که با ترزیق ماده ی کنتراست زا در مفصل کنتراست مصنوعی ایجاد کرده وسپس تحت پوزیسیون های متفاوت از آن رادیوگرافی بعمل می آورند .

آرترو گرافی به تناسب نوع ماده کنتراست مورداستفاده تحت عناوین زیر تقسیم بندی می شود

 

Pneumography.1

 

Arthrography with opaques.2

 

Pneumo-arrthrography.3

 

 

آرتروگررافی اندام فوقانی           

آرترو گرافی اندام فوقانی شامل مچ دست آرنج وشانه است.

 

آرترو گرافی مچ دست :Arthrography of wrist          

 

مطالعه  ساختمان داخلی مچ دست با ترزیق ماده ی کنتراست زای غیریونی به داخل کپسول مفصلی را آرتروگرافی مچ دست می نامند

 

  نحوه ی انجام آزمایش

 دست درحالت  PA  و سوزن با زاویه ی 15 درجه به طرف سر در فضای مفصلی رادیوکارپال وارد می شود،ماده کنتراست زای غیریونی به میزان ml 5-3تزریق میشود.

 

پوزسیون رادیوگرافی

دروضعیت های.Ap –Latral-olnar and radial flxion-oblique

صورت می گیرد 

 آرتروگرافی آرنج

مطالعه رادیولوژیک فضای مفصلی داخل ارنج با تزریق ماده حاجب محلول درآب غیرروغنی ارتروگرافی ارنج نامیده میشود.این روش نسبت به سایر مفاصل کمتر متداول است.

. روش های تزریق ماده حاجب به 3صورت :

1.آرتروگرافی

2.پنموآرتروگرافی

3.آرتروگرافی دوبل کنتراست

 

نحوه انجام ازمای

تهیه کلیشه های مقدماتی به روش هایAP,Latral,Oblique

 

قرار دادن ارنج بیمار در حالت نیمرخ و ثابت کردن توسط بالشتک غیر حاجب

تعین محل فضای مفصلی بین سر رادیوس و کاپیتولوم هومروس با استفاده از فلوروسکوپی و علامت گذاری ان ناحیه

ضد عفونی کردن کامل ناحیه ارنجی و بیحسی موضعی ان

تزریق به صورت عمودی در ناحیه تعیین شده به میزان15میلی لیتریا بیشتر در ودرصورت دابل کنتراست بودن همراه 15سانتی متر مکعب هوا در محل مفصل صورت می گیرد.

برای اطمینان از ورود سوزن در محل مورد نظرمیتوان با اسپیره کردن مایع سینوویالی از مفصل یا تزریق کمی ماده کنتراست زااستفاده کرد.

 

پوزسیون رادیوگرافی

AP,PA,Latral

 

اندیکاسیون:

برای مشاهده کیستهای سینوویالی،کشیدگی کپسول،اجسام خارجی،استئوفیت،اجسام شل وسطوح مفصلی به کار میرود.

 

 

آرتروگرافی شانه

 

مطاله ی پرتوشناختی مفصل شانه با ترزیق ماده ی حاجب محلول در آب غیر یونی را آرتروگرافی شانه می گویند.

 

نحوه انجام ازمایش

تصویر بر داری مقدماتی ،شامل APبا چرخش به داخل وخارج بازو ونمای آگزیال که در این صورت اگر کلسیفیکاسیون واجسام شل باشد دیده می شود.

بیمار سوپاین روی تخت قرار گرفته وعضلات را شل کرده ،بازوی مورد نظر با ابداکسیون از تنه دور شده و تا حد امکان به خارج می چرخد .

ضدعفونی کردن مفصل شانه

سوزن ترزیقی نازک وظریف ودارای برش کوتاه است که سطح آنرا با Noracaine ،1% آغشته کردیم تا مسیر محل ترزیق بی حس شده وبدون درد باشد .

حدود 6-8 میلی لیتر بسته به حجم وظرفیت ماده ی کنتراست زا ترزیق می شود ودر صورت دابل کنتراست بودن ،3-5 میلی لیتر همراه با 15 سانتی متر مکعب هوا در محل موردمورد نظر  ترزیق می شود.

محل ترزیق مرکز مثلثی است که ریوس آنرا کراکویید ،آکرومیون وتوبروزیته بزرگ هومروس می سازد است .

 

پوزیسیون رادیو گرافی

AP-externalو محور اشعه با زاویه ی 20 درجه به طرف پا

AP-Internal Rotation

Axial-SI

 

اندیکاسیون ها

در تشخیص ضایعات تروماتیکی که متوجه کپسول و تاندون هایی که آنرا محکم می کنند است ،در پنومو گرافی کشیدگی کپسول مفصلی خصوصا دررفتگی های مکرر شانه مورد بررسی قرار می گیرد و در پنوموآرتروگرافی حاشیه ی گلنویید مورد بررسی قرار می گیرد.

 

آرتروگرافی اندام تحتانی

آرتروگرافی اندام تحتانی شامل آرتروگرافی مچ پا زانو ومفصل هیپ است

 

آرتروگرافی مچ پا

مطالعه ی رادیولوژیکی مفصل مچ پا با تزریق ماده ی کنتراست زا را میگویند که به 3 روش قبلی انجام میشود.

 

نحوه انجام ازمایش

تهیه کلیشه های مقدماتی شامل    AP,Latral,Oblique

بیمار سوپاین،وتعیین محل مفصل

ضدعفونی کردن مفصل وبی حسی موضعی

ماده کنتراست زاml 8-6 درارتروگرافی ودرصورت دابل کنتراست بودن  ml 4-3 ماده همراه 8-6سانتی متر مکعب هوا تزریق می شود.

 

پوزسیون رادیو گرافی

رخ ونیم رخ در حالت عمو می بکار میرود ودر صورت لزوم می توان از

وابلیک های قدامی داخلی وخارجی استفاده کرد.

 

اندیکاسیون:

در آرترو گرافی ضایعات تاندونی در پنوموگرافی اجسام شل و در کنتراست مضاعف غضروف مفصلی مشاهده میشود

 

آرتروگرافی زانو

مطالعه ی پرتوشناختی مفصل زانو با تزریق ماده ی حاجب را آرتروگرافی زانو میگویند.

بیشترین درصد درخواست ها برای نسوج نرم مهم مثل منیسک ها لیگامان ها در زانو است.

 

نحوه انجام ازمایش

تهیه ی کلیشه های مقدماتی در حالتهایAp وPA

بیمار سو پایین روی تخت خوابیده وبالشتک غیر حاجب زیر زانوی مورد نظر قرار میدهیم

استخوان پاتلا توسط پزشک مورد از منیسک دور میشود

محل ورود سوزن در تزریق فضای مفضلی از بیرون بین پاتلا وکندیل فمور است.

در پنوموگرافی مقدار گاز تزریقی با توجه به سن بیمار 80-140میلی لیتر است در آرتروگرافی 4-10 میلی لیتر ید ارگانیک 45% و در دابل کنتراست بعد از تزریق گاز 2-3 میلی لیتر ماده ی کنتراست زا هم تزریق میکنیم.

 

پوزسیون بیمار:

Apoبا اکستانسیون در زانو  

 Apoبا چرخش داخلی و خارجی

ََPA با فلکسیون 30 درجه در زانو

نیم رخ با فلکسیون مختصر در زانو

نیم رخ با اکستانسیون در زانو

 

اندیکاسیون ها

کیست های بیکرو اجسام شل درآرتروگرافی برای بررسی بیماری های تاندونی ضایعات غضروفی ترومای کپسولی از کنتراست مضاعف استفاده می شود.

از روش پنمو گرافی به ندرت استفاده می شود وآ ن هم در مواردی است که حساسیت شدید به ماده ی حاجب یددار وجود داشته باشند و چون در این روش تجزیه وتحلیل در فضای مفصلی بسیار حائز اهمیت است و کنتراست شفاف جوابگوی آن نیست لذا ازتکنیک با کنتراست مضاعف از طرف بیشتر پزشکان پیشنهاد شده است.

آرتروگرافی مفصل ران

مطاله ی رادیولوژیکی مفصل ران با ترزیق ماده ی حاجب محلول درآب غیر یونی که اغلب به روش کنتراست ساده صورت می گیرد را آرتروگرافی هیپ می گویند.

تهیه کلیشه های مقدماتی شامل  .R   AP-Neutral,AP-Internal.R,AP-External

نحوه انجام ازمایش

بیمار سوپاین،قرار دادن بالشتک زیر سرو زیر زانو،با خم کردن کم مفصل ران،مفصل در حالت استراحت قرار می گیرد ،تحت کنترل فلورسکوپی وسط گردن فمور مشخص شده وعلامت گذاری می شود .
ضد عفونی کردن محل ترزیق،6میلی لیتر ماده ی حاجب همراه با 1سانتی متر ماده ی بی حس کننده ی توسط سوزن ترزیقی با 10 درجه به طرف بالا داخل واردفضای مفصلی  می شود .
در اطفال بهتر است با بیهوشی عمومی ترزیق صورت بگیرد .

 

پوزیسیون بیمار

اغلب در پوزیسیون های رخ ومایل تهیه می شود

 

اندیکاسیون ها

کنترل جا بجا شدن پروتزها بعد از عمل خصوصا در بزگسالان

بیماری های مادرزادی در اطفال مخصوصا

 



ارسال توسط .
 
تاريخ : شنبه 1386/10/15

Bone densitometry
تراکم سنجی استخوان جهت اندازه‌گیری محتویات معدنی استخوان استفاده می‌شود و این اندازه‌گیری کاهش توده استخوانی را بخوبی نشان می‌دهد.
تراکم سنجی استخوان جهت تشخیص پوکی استخوان و تعیین ریسک شکستگی استخوان بسیار مفید است. اغلب روشهای اندازه‌گیری مواد معدنی استخوان bone mineral density (BMD) بسیار سریع و بدون درد می‌باشد.
روشهای در دسترس BMD شامل DEXA و استفاده از x،CT-Scan ستون فقرات، مچ دست، بازو و یا ساق پا (Quantity CT or (QCT ، Osteo CT، و یا Ultrasoundمی‌باشند.

برای mass screening purposes (اهداف غربالگری عمومی) یک نوع روش رسپتومتری قابل حمل و پرتابل وجود دارد. در این روش از یک وسیلهDexa x-ray یا واحدquantitative ultrasound استفاده می‌شود. هر دو نوع این آزمایشات موبایل، مچ دست انگشتان یا پاشنه پا را مورد آزمایش قرار می‌دهد.
روشهای موبایل دانسیتومتری دقت تکنیک‌های ثابت و غیر موبایل را ندارند چون تنها یک استخوان را مورد آزمایش قرار می‌دهند.
استخوانی که مواد معدنی خود را از دست داده ضعیف می‌شود و احتمال شکستگی بالایی دارد وbone densitometry قبل از شکستگی و احساس ضعف در استخوان این کاهش را نشان می‌دهد.
DEXA رایج‌ترین روش دنسیتومتری است. این روش بی‌درد بوده و احتیاج به هیچ تزریق، روش تهاجمی، مسکن یا رژیم خاص و مراقبت‌های ویژه ندارد.
در طی این آزمون بیمار روی تخت دراز کشیده و سیستم قسمتهای مورد نظر بدن را اسکن می‌کند (به طور معمول مهره‌های پایینی ستون فقرات و لگن) مدت زمان اسکن تنها چند دقیقه است. اشعه x مورد استفاده در DEXAکمتر ازChest x-ray است. دانسیته استخوانی هر بیمار با نمودار افراد سالم مقایسه می‌شود و نتیجه اعلام می‌شود.
روش جدید اندازه‌گیری استئوپروز استفاده از اولتراسوند است. سیستم اولتراسوند اندازه‌گیری مواد معدنی استخوان، بسیار کوچکتر و ارزانتر ازDexa است و زمان انجام این کار حدود 1 دقیقه می‌باشد.

Bone Densitometer


مزایای استفاده از اولتراسوند دنسیتومتری
1
- هیچ اشعه یونسازی وجود ندارد
2- امکان تکرار تصاویر ناحیه مورد نظر
3- مشخص شدن میزان مواد معدنی ناحیه مورد نظر(Region of interest (ROI به همراه حدود هندسی آن
4- دقت 5/0%
5- کنترل اتوماتیک درجه حرارت برای معتبرترین اندازه‌گیری
6- کالیبراسیون دقیق و کنترل داخلی
7- سرعت بالای آزمون 3ms
8- نمایش رنگی تصاویر برای ارزیابی بهتر دانسیته
9- قیمت کم نسبت به تجهیزات DEXA
10- ذخیره‌سازی تصاویر بیماران برای مدت طولانی به منظور پیگیری
11- دسترسی آسان به تصاویر برای اپراتور
12- ضبط تصاویر پاشنه
13- مقایسه بین چندین تصویر

 

spine and femur scans


DEXA equipment


دو نوع سیستمDEXA وجود دارد:

وسیله مرکزیCentral device و فرعیPeripheral device.
Central DEXAدانسیته استخوانی را در استخوانهایhip (لگن) و مهره‌ها اندازه می‌گیرد در حالیکهPeripheral device دانسیته را در مچ دست و پاشنه و انگشتان اندازه‌گیری می‌کند.
سیستم مرکزی در بیمارستان و مراکز پزشکی استفاده می‌شود در حالیکه پریفرال در داروخانه‌ها و مراکز موبایل پزشکی قابل استفاده است.
 Central یک میز تخت و بزرگ و یک بازو آویزان دارد که بازو به جلو و عقب قابل حرکت است و بنابراین تخت می‌تواند به عنوان تخت درمان یا صندلی آزمایش برای بیماران ویژه استفاده شود.
Peripheral device فقط 30 کیلوگرم وزن دارد و شامل یک جعبه متحرک است که فضایی برای قرارگیری با جهت تصویربرداری دارد.
سیستمDEXA یک بیم اشعه باریک و غیر قابل رؤیت اشعهx با دز کم دارد و انرژی را به سمت استخوان می‌فرستد. اشعهx در دو انرژی با دو پیک مجزا وجود دارد یک پیک به طور عمده بوسیله بافت نرم جذب می‌شود و دیگری بوسیله استخوان. میزان جذب شده بوسیله بافت نرم در نهایتSubtract (تفریق) شده و آنچه باقی می‌ماند دانسیته بافت استخوانی است اشعه استفاده شده در این روش 1/0 اشعه استانداردChest x-ray است.
آزمونDEXA بین 10 تا 30 دقیقه طول می‌کشد که البته به نوع تجهیزات و قسمتی از بدن که مورد آزمایش قرار می‌گیرد بستگی دارد.
در طی آزمون دتکتورها به آرامی روی ناحیه مورد نظر حرکت کرده و تصاویر را روی مونیتور ثبت می‌کنند.
نتایج آزمون
آزمون تراکم استخوان با دو حد مطلوب یا معیار مقایسه می‌شود: افراد بالغ و جوان سالم(T-
     Score) و افراد همسن (Z-Score)
نتیجهBMD شما با نتایجBMD افراد بالغ 25 تا 35 ساله هم جنس و هم اقلیم شما مقایسه می‌شود. میزانStandard deviation (SD)(انحراف از وضعیت استاندارد) تفاوت بین BMDشما و آن گروه افراد سالم است. این نتیجهT-Score شماست.
T-Scoreمثبت نشان می‌دهد که استخوان شما قویتر از وضعیت نرمال است وT-Score منفی بیانگر ضعیف بودن استخوان شما نسبت به حالت نرمال است.
YN=young normal
 طبق بیان سازمان بهداشت جهانی استئوپروز طبق جدول زیر تعریف می‌شود:
معیاری برای پوکی استخوان در زنانT-Score:
نرمال   1/0کاهش کم تراکم استخوانBMD بینSD 5/2- تا 0/1- زیر رنج افراد جوان بالغ است
پوکی استخوان >BMD5/2- پایین‌تر از رنج افراد سالم جوان
پوکی استخوان شدید>BMD 5/2- پایین‌تر از رنج افراد سالم جوان است و بیماران دو یا چند شکستگی دارند.
به
طور معمول احتمال شکستگی استخوان با هرSD زیر نرمال دو برابر می‌شود بنابراین شخصی با یکBMD ،1SD زیر نرمال یعنیT-Score=-1 نسبت به یک شخص باBMD نرمال، دو برابر احتمال شکستگی استخوان دارد و یک شخص با 2-T-Score= 4 برابر فرد سالم احتمال شکستگی دارد وقتی این اطلاعات بدست می‌آید، فرد با احتمال بالای شکستگی می‌تواند به هدف جلوگیری از شکستگی‌های آینده درمان شود.
از جهت دیگرBMD شما با یک معیار سنی مقایسه می‌شود. این موردZ-Score نام دارد که در این مرحله نتیجهBMD شما با فرد همسن، هم جنس، هم وزن و هم قد شما مقایسه می‌شود.
استئوپروز شایعترین بیماری متابولیک استخوان است. این بیماری با کاهش ضخامت قشر استخوان، کاهش تعداد و اندازه ترابکولهای استخوان اسفنجی (یعنی اختلالهایی که در آنها تمام اسکلت درگیر می‌شود) مشخص می‌شود. هر تغییری در سرعت تشکیل و جذب که جذب را از تشکیل استخوان بیشتر کند می‌تواند از توده استخوانی بکاهد.
این واقعیت که در بعضی از زنان با پیدایش یائسگی از بین رفتن استخوان سرعت می‌گیرد و هر گاه قبل از سن یائسگی طبیعی، تخمدانهای زنی برداشته شود ولی دچار پوکی استخوان پیش‌رس می‌شود حاکی از آن است که استروژن‌ها نقش مهم در جلوگیری از، از بین رفتن استخوان دارند.
سیگار هم یا به طور مستقیم بر استخوان سازی اثر می‌کند یا به طور غیرمستقیم بر کار تخمدانها اثر می‌نماید کاهش سطح هورمون پاراتیروئید هم در کاهش استخوان‌سازی مؤثر است.
احتمالاً خوردن اسید زیاد، خصوصاً به صورت غذای پرپروتئین، به خاطر خنثی کردن همین اسید اضافی منجر به حل شدن استخوان می‌شود. خود اسید ممکن است استدوکلاستها را فعا کند. زندگی بی‌تحرک در افرادی که عضلات کمی دارند، نیروهای مکانیکی وارده بر استخوانهایش را کم می‌کند و میل به از بین رفتن استخوان را افزایش می‌دهد.
یک نوع استئوپروز در کودکان و نوجوانان و دختر و پسر، با کار طبیعی کنار دیده می‌شود. این دسته را استئوپروز آیدیوپاتیک می‌نامند.
بسیاری از افراد استئوپروتیک از پیکر عضلانی برخوردار نبوده و وزن متوسط کمتری دارند. مصرف سیگار و الکل می‌تواند استخوان‌سازی را کاهش دهد.
در استئوپروز بی‌تحرکی موجب افزایش اختلاف بین تشکیل و جذب استخوان و تشدید ضایعه می‌شود. بین زندگی بی‌تحرک، در فرد غیرعضلانی، نیروهای مکانیکی وارد بر اسکلت را کاهش می‌دهد و تمایل به کاهش توده استخوانی بال می‌رود چون تشکیل و جذب استخوان در پاسخ به نیروهای گوناگون مکانیکی تحریک می‌شود.
در برخی موارد استئوپروز یکی از چهره‌های بیماری دیگری همچون سندرم کوشینگ می‌باشد.
استئوپروز موسوم به نوع 1 در گروهی از خانم‌ها بعد از یائسگی بین 51 تا 75 سالگی رخ می‌دهد و با کاهش شدید و نامتناسب استخوان تومرکولر نسبت به استخوان کورتیکال مشخص می‌شود.
شکستگی اجسام مهره‌ای و بخش دیستال ساعد شایعترین عوارض می‌باشد و کاهش فعالیت عمده پاراسیتروئید ممکن است در جهت جبران جذب استخوانی باشد. استئوپروز نوع 2 در جمع کثیری از خانمها و مردان بالای 70 سال یافت می‌شود. شکستگی‌های گردن ران، بخش پروگزیمال بازو بخش پروگزیمال درشت نی و لگن شایعترین شکستگی‌های این گروه است.
علایم: شکستگی مهره، مچ، (لگن) بازو و درشت نی و ...
علامت شکستگی جسم مهره عبارت است از درد پشت و تغییر شکل ستون مهره‌ها و درد بویژه بعد از خم شدن و بلند کردن جسم سنگین.
معمولاً استراحت در بستر می‌تواند موقتاً درد را متوقف کند. انتشار رو به پایین درد به طرف یک پا شایع بوده و حملات درد بعد از چند روز تا یک هفته فروکش می‌کند و بعد از 4 تا 6 هفته بیمار می‌تواند فعالیتهای عادی خود را از سرگیرد.
علایم رادیولوژیک: پیش از شکستگی و کلاپس در اجسام مهره‌ای استئوپروز، کاهش تراکم مواد معدنی افزایش وضوح خطوط عمودی (به خاطر اتلاف شدیدتر ترابکولهای افقی) و واضح شدن صفحات انتهایی را می‌بینیم. در نتیجه ضعف صفحات ساب کوندرال و اتساع دیسکهای مهره‌ای تقعر مهره‌ها از هر دو طرف به طور مداوم افزایش یافته و با اصلاح مهرهcodfish ایجاد می‌کند.
با بروز کلاپس معمولاً ارتفاع قدامی جسم مهره کاهش می‌یابد و کورتکس قدامی نامنظم می‌شود. شکستگیهای فشاری قدیمی‌تر ممکن است تغییرات واکنشی و استئوفیتهایی در حوالی لبه‌های قدامی بوجود آورند. بدون شکستگی استخوانی، رادیوگرافیهای استاندارد شاخصهای حساسی برای مشاهده کاهش توده استخوانی به شمار می‌روند زیرا تا 30% توده استخوانی فرد برای ایجاد خطر شکستگی کافی است.


اقدامات تشخیصی:

با استفاده از روشهایی همچون سنجش جذب فوتون منفرد و دوگانه، توموگرافی کامپیوتری کمی، بررسی فعال‌سازی نوترونهای کلسیم و استفاده از اولتراسوند می‌توان اتلاف مواد معدنی استخوان را نشان داد.
اقدامات درمانی: استراحت و گرمای موضعی.Corset مناسب اکسایش بیمار را به همراه می‌آورد. هورمون استروژن سرعت جذب استخوان را زیاد می‌کند. اما تشکیل استخوان بالا نمی‌رود. استروژن مانع دفع کلسیم می‌شود و اتلاف استخوان را به تعویق می‌اندازد.
تجویز 1500 میلی‌گرم کلسیم در روز وقتی بیمار نمی‌تواند استروژن بگیرد بسیار مناسب است. مصرف کلسیم اثر خوبی بر حفظ استخوان کورتیکال دارد ولی اثری روی استخوان ترابکولار ندارد. البته دریافت کلسیم گاهی قبل از 25 یا 30 سالگی ممکن است اثرات سودمندی بر نگهداری حداکثر توده استخوانی داشته باشد.

 

 



ارسال توسط .
 
تاريخ : چهارشنبه 1386/10/12
ترموگرافی به معنای گرما نگاری به ثبت و تفسیر الگوی حرارتی بدن می گویند که بر پایه ی امواج مادون قرمز کار می کند.مادون قرمز همان گرمای تابشی می باشد یعنی این دو یک چیز هستند و به طور کلی هر چیز گرمی از خود گرما و در حقیقت موج مادون قرمز ساطع می  کند.بدن ما حین فعالیت گرما تولید می کند که این گرما بر اساس میزان فعالیت و خون رسانی برای مناطق مختلف متفاوت می باشد واین اساس ترموگرافی به شمار می آید.ترموگرافی طی یک زمانی محدود در دو زمینه کاربرد نسبی داشته است که این دو ترموگرافی از نا حیه ی برست و ترموگرافی از جنین می باشد.ترموگرافی دارای مزایا و معایبی در این موارد می باشد که مهمترین مزایای ان بدین ترتیب است:1)کاملا بی خطر بودن آن۲) اینکه در آن از پرتو های یونیزان استفاده  نمی شود و3)بخاطر بدون ضرر بودن آن قابلیت تکرار زیادی دارد. اما معایبی که باعث شدند این روش آ از دور خارج شود بدین قرار است 1)ضعف در نشان دادن برخی تومورها ی کوچک 2)قابل اعتماد نبودن آن به عنوان یک روش برای تشخیص بیماری
ترموگرافی از ناحیه ی برست
برای این کار ازنما های اوبلیک و رخ استفاده می شود وبرای انجام آن بیمار به صورت روبه رو با دوربین مادون قرمز قرار می گیرد امواج ساطع شده  به آشکار ساز رسیده وبه پالس های الکتریکی تبدیل می شود وعلاوه بر تقویت، پردازش نیز می شود حال تصویر حاضر می تواند به دو صورت باشد یا رنگی ویا سیاه سفید .که اگر رنگی باشد رنگ قرمز به معنای حرارت زیاد و رنگ هرچه روشن تر به معنای حرارت کم می باشد و اگر تصویر حاصل سیاه وسفید باشد خاکستری تیره به معنای گرمای زیاد وخاکستری روشن به معنای گرمای کم می باشد.اینجا لازم به ذکر است که گفته شود حین ترموگرافی هیچگونه لباسی نباید بر تن بیمار باشد چرا که هم گرمای مریض را جذب می کند و هم امواج حاصل از ان با دیگر امواج تداخل پیدا می کند
دیگر کاربرد تشخیصی ترموگرافی استفاده از آن برای برسی جنین بود از آنجایی که جنین از لحاظ بیولوژیک بسیار فعالتر از بقیه ی نقاط بدن است به خوبی در ترموگرام مشاهده می شود اما ضعف عمده ای که دارد این ست که برای مطالعه ی کلی جنین مناسب می باشد نه برای برسی جزئیات. در این روش مناطق سطحی وقدامی به خوبی در ترموگرام مشاهده شده لیکن مناطق خلفی دور از دسترس می باشند.

                              

تهیه وتنظیم:رضا پیروزی



ارسال توسط .

   کاردیولوژیستهای این مطالعه گزارش کرده اند که یک سیستم پیشرفته CT درتشخیص این که آیا بیماران با درد سینه مراجعه کننده به اورژانس حقیقتاً مشکلات جدی قلبی داشته اند با دقت 75% عمل می کند. این یافته ها نشان می دهند که این سیستم می تواند باعث کاهش زمان و هزینه صرف شده و کاهش بستری شدن های غیر ضروری گردد .
به نقل از Healthday.Com ، دکتر James  A.Goldstein نویسنده اصلی مقاله و مدیر بخش آموزش و تحقیقات بخش کاردیولوژی بیمارستان William  Beaumont درمیشیگان می گوید :" به اعتقاد من مطالعه ما اولین مطالعه ای است که نشان می دهد multi  slice  ct scan  کار تشخیص را در افراد مبتلا به درد سینه افزایش می دهد ."
  
تشخیص سریع و تقویت یافته برای ارزیابی یک میلیون آمریکایی که درطول سال به دلیل درد سینه که می تواند از علایم جدی مشکلات قلبی یا فقط یک هشدار اشتباه باشد به بخش اورژانس مراجعه می کنند اهمیت زیادی دارد . هم اکنون این بیماران باید 24 ساعت در بیمارستان بستری شوند با پزشک آزمایش خون و ECG انجام دهد و درحدود 65 درصد این افراد بدون خطر حمله قلبی تشخیص داده می شوند ولی بسیاری از آنها به هر طریق بستری می شوند چون پزشک جانب احتیاط را برمی گزیند. براساس این مطالعه هزینه تشخیص این تستها بالغ بر 10 بیلیون دلار درسال می شود
.
 
محققین دانشگاه میشیگان درمورد بیمارانی که به دلیل درد سینه به اورژانس مراجعه کردند و هیچ سابقه بیماری قلبی نداشتند از روش جدیدی استفاده کردند . نیمی از آنها تحت درمان استاندارد قرار گرفته و نیم دیگر برای انجام CT  SCAN قلبی آماده شدند
.       

   دراین روش ابتدا از تشعشعات X برای اندازه گیری مقدار کلسیوم موجود در شریانها استفاده می شود سپس ماده رنگی تزریق می گردد تا تصاویری دقیق و با جزئیات کافی از قلب و شریانهای آن در اختیار داشته باشیم . کل این روش در 15 دقیقه قابل انجام است .
   محققین دریافتند که CT SCAN به تنهایی قادر است در75 درصد موارد تعیین کند که آیا بیماری قلبی علت درد سینه بوده است یا خیر . 25 درصد باقیمانده نیازمند آزمایشهای بیشتری بودند . هزینه متوسط تشخیص یک بیمار با  سی تی اسکن ,       1586    دلار در مقایسه با 1872 دلار برای روش استاندارد است و زمان متوسط صرف شده برای CT  SCAN درحدود۴/۳ ساعت و برای روش استاندارد 15 ساعت است
.
    Goldstein 
می گوید: "ما اکنون از این روش به طور گسترده ای استفاده می کنیم و به طور معمول درمورد بیمارانی که سابقه بیماری قلبی نداشته یا ECG آنها طبیعی است به کار می رود . تجهیزات تقویت یافته درراه هستند . دراین مطالعه ماشینهای CT تصاویر 64 اسلایس از قلب تولید می کردند . یک ماشین 128 اسلایس درحال نصب شدن است وماشین های 256 اسلایس درراه می باشند . با این وجود تصویربرداری CT همچنان درحال پیشرفت است ."
   
دکتر آرمین زاده ، دستیارCT قلبی دانشکده پزشکی دانشگاه John Hopkins می گوید :" ارزیابی من به این صورت است که هرچند این وسیله ابزاری بسیار مناسب برای بررسی گرفتگی درشریانها است ولی  درحال حاضر اتاق اورژانس جای مناسبی برای نصب این وسیله نیست . این حقیقت که یک چهارم مردم درمطالعۀ انجام شده درمیشیگان نیازمند بررسی های بیشترند نگران کننده است . تا وقتی که ما اطلاعات بیشتری به دست نیاوریم ، حداقل یک علامت سؤال درمورد این روش وجود دارد . استفاده از CT  SCAN در بررسی شریانهای قلبی بسیار امیدوار کننده به نظرمی رسد . "
    
دکتر آرمین زاده درحال انجام مطالعه ای چند مرکزه است که درآنCT SCAN با روش تهاجمی یعنی استفاده از کاتتر برای بیماران بستری شده به دلیل درد سینه مقایسه می شود . او می گوید:" ما باید نتایج این مطالعه را خیلی سریع گزارش کنیم ."
   
دکتر Deepak  Bhatt از دستیاران این مطالعه در کلنیک Cleveland می گوید:" تا وقتی استفاده از اتاق اورژانس نگران کننده است باید به سطح بالاتری از علوم برسیم . ولی این تکنیک همچنان دارای محدودیتهایی است نظیر عدم توانایی تعیین بهترین درمان برای شریانهای با گرفتگی متوسط . درضمن مطالعات دقیق و کنترل شدۀ زیادی نظیر آنچه درمیشیگان انجام شده است وجود ندارد. مقادیر نسبتاً زیادی از CT  Angiography در حال انجام هستند البته نه به طور سازمان یافته بلکه فقط چون این فن آوری موجود است . من از افرادی هستم که به این فن آوری ایمان دارم ولی باید کارها را با دقت بیشتر و کنترل شده انجام داد و مطمئن باشیم که بیماران با آن راحت هستند . بخش اعظم مزیت CT SCAN به پزشک تفسیر کننده تصاویر بستگی دارد و تشخیص کیفیت به همین دلیل کار مشکلی است ."

 

High-Tech CT Scans Speed Diagnosis of Chest Pain

 
An advanced CT scan was 75 percent accurate in catching which patients who came to an emergency room with chest pain actually had serious heart problems, cardiologists report.

The findings could translate into savings of both time and money, along with fewer unnecessary hospitalizations, they added.

"Ours is what I believe to be the first randomized study showing that multi-slice CT scanning improves the efficacy of diagnosis of people with chest pain," said study author Dr. James A. Goldstein, director of research and education in the cardiology division of William Beaumont Hospital in Michigan. His report is published in the Feb. 27 issue of the Journal of the American College of Cardiology.

Improved, quick diagnosis is important for the estimated 1 million Americans who come to emergency rooms each year with chest pains that could be a sign of serious heart trouble or simply a false alarm.

Those people now can spend up to 24 hours in the hospital as doctors do blood tests and perform electrocardiograms (ECGs). About 65 percent of those people eventually are found not to have had a heart attack, but many are hospitalized anyway, because doctors would rather err on the side of caution. The diagnostic cost of all that testing tops $10 billion a year, according to the study.

The Michigan researchers used a different approach with 197 people who came to emergency rooms with chest pains but no history of heart disease. Half were given the standard treatment. The other half were assigned to have CT scans of the heart, in which X-rays are first used to measure the amount of calcium in the arteries, and dye is then injected to get a detailed picture of the heart and its arteries, something than can be done in about 15 minutes.

CT scans alone were able to determine whether heart disease was the cause of the chest pains in 75 percent of the cases, the researchers found. The remaining 25 percent needed more tests. Even so, the average cost for diagnosing a patient with a CT scan was $1,586, compared to $1,872 for those given the standard approach, and the average time for diagnosis was 3.4 hours with CT scans, compared to 15 hours with the standard approach.

"We are using it widely," Goldstein said of the new method. "We are using it routinely for appropriate patients, those with chest pains who don't have a previous history of coronary artery disease and whose ECG appears normal."

Improved equipment is on the way, Goldstein added. The study used CT machines that produce images of 64 slices of the heart. A 128-slice machine is being installed, and 256-slice CT devices are on the horizon.

However, CT imaging of the heart is still a technology under development, other cardiologists said.

"My assessment is that while this is a very promising tool for assessment of blockages in arteries, it appears to me that the emergency room might not be the best place for this technology at this time," said Dr. Armin Zadeh, associate director of cardiac CT at the Johns Hopkins University School of Medicine.

The fact that a quarter of the people in the Michigan study needed further tests was bothersome, Zadeh said. "Until we get further information, there is at least a question mark about this use," he noted.

The use of CT scanning to assess coronary arteries appears to be highly promising, Zadeh said. He is taking part in a multi-center trial in which CT scanning is being compared to a more invasive method, insertion of a catheter, for patients hospitalized with chest pain. "We should report the results very soon," he said.

As far as emergency room use is concerned, the Michigan study "does bump it up to a higher level of science," said Dr. Deepak Bhatt, associate director of the cardiovascular coordinating center at the Cleveland Clinic. But the technique does have limitations, he noted, such as inability to determine the best treatment for moderately blocked arteries.

And there are not many carefully controlled studies such as the one done in Michigan, Bhatt added. "There is a fair amount of CT angiography going on out there, not in any structured way, but because the technology exists," he said. "I am a believer in the technology, but we have to do things in a more measured, controlled fashion, and make sure that people are good at it."

A large part of CT scanning usefulness "has to do with the skill of the physicians interpreting them, and it

 



ارسال توسط .
 
تاريخ : دوشنبه 1386/10/10

 

 اشعه ایکس چیست و چه کار می کند ؟

اشعه x نوعی از انرژی تابشی مثل نور یا امواج رادیویی می باشد . برخلاف نور اشعه x می تواند از بدن عبور کند ، که این توانایی به رادیولوژیست این امکان را می دهد تا تصاویری از ساختار داخلی بدن تهیه کند . رادیولوژیست می تواند این تصاویر را در فیلم فوتوگرافیک یا در TV یا مانیتور کامپیوتر به نمایش درآورد.

آزمایشات پرتونگاری اطلاعات با ارزشی در بازه سلامتی فراهم می کنند و نقش مهمی در کمک به تشخیص توسط پزشک باز می کنند . در بعضی موارد از اشعه x به عنوان ابزار کمکی جهت قرار دادن تیوبها یا وسایل دیگر در بدن و یا در آزمونهای درمانی استفاده می شود .

اندازه گیری دز پرتوها :

واحد علمی اندازه گیری برای دز پرتو ،‌ همان دز مؤثر رایج یعنی میلی سیورت ( msv )   است .واحدهای دیگر اندازه گیری شامل :‌ rad ،‌ rem ، roentgen   و  sievert هستند .

چون بافتها و ارگانهای متفاوت پرتوها را بصورت متفاوت جذب می کنند،‌دزواقعی درقسمتهای مختلف بدن متفاوت است .برای تعریف دز مؤثر از میانگین دز دریافتی در کل بدن استفاده می شود .دز مؤثر حساسیتهای نسبی بافتهای متفاوت اکسپوز شده را توضیح می دهد . این فاکتور ، کمیتی برای ارزیابی ریسک و مقایسه منابع بسیار مشابه اکسپوژر در محدوده ای از تشعشات طبیعی تا آزمونهای رادیوگرافیکی می باشد .

 

منابع طبیعی اکسپوژر : Back ground expouser

ما در همه حالت توسط منابع طبیعی اکسپوز می شویم.یک فرد در USA به طور متوسط در سالMSV 3(میلی سیورت)از منابع رادیواکتیو طبیعی و اشعه کیهانی خارج از فضا دز موثر دریافت می کند .این دزهای زمینه درسراسر کشور یکسان نیستند . مردمی که در مناطق مرتفع کلرادو Colorado یا نیومکزیکو زندگی می کنند msv 5 / 1 ‌در سال ،بیشتر از کسانی که در مناطق هم سطح دریا زندگی می کنند دز دریافت می کنند .

یک دز اضافه از اشعه کیهانی ، در طول یک پرواز جهانی از یک منطقه ( مرز) به منطقه(مرز)دیگر حدود msv 03 / 0می باشد . ارتفاع از سطح دریا در این زمینه نقش مهمی بازی می کند . اما بزرگترین منبع تشعشع زمینه ،‌ گاز رادن مصرفی در منازل می باشد . چیزی حدود msv 2 در سال . مثال دیگر منابع پرتوزای زمینه ، رادن از منطقه ای به منطقه دیگر در کشور فرق می کند .

این مطلب را با یک مثال ساده توضیح می دهیم :
اینطور می توان مقایسه کرد : اشعه تابشی در پرتونگاری از ریه برابر مقدار اشعه دریافتی از محیط در طی 10 روز است .

در جدول زیر از مؤثر در چندین آزمایش رادیوگرافی با دز زمینه مقایسه شده اند :

             آزمون

       دز موثر تشعشع

   در مقایسه با دز زمینه

      ( تشعشع طبیعی )

منطقه شکم :

سی تی اسکن شکم

           Msv   10

             3 سال

سی تی اسکن بدن

           Msv   10    

             3 سال

IVP         

           Msv 6 / 1

             6 ماه

رادیوگرافی : lower GI

           Msv 4

             16 ماه

رادیوگرافی : upper GI

           Msv 2

              8 ماه

سیستم اعصاب مرکزی :

سی تی اسکن مغز

           Msv 2

             8 ماه

ریه :

رادیوگرافی ریه

           Msv   1/ 0

            10 روز

سی تی اسکن ریه

           Msv 8

            3 سال

پرتونگاری از کودکان :

          Voiding   cystourethrogram

10-5 ساله ها : Msv 6 / 1

              6 ماه

نوزادان :            Msv  8 / 0

              3 ماه

پرتونگاری از خانمها :

ماموگرافی

           Msv  7 / 0

             3 ماه

 

اهمیت بکارگیری اشعه x : 

safety

مثل تمام پروسه های ( آزمونهای ) پزشکی اشعه x وقتی با دقت استفاده شود safe  است . رادیولوژیست ها و پرتوکاران طوری آموزش دیده اند که با حداقل مقدار اشعه x ، نتایج مورد نیاز را فراهم کنند . مقدار پرتو استفاده شده در اکثر آزمایشات بسیار اندک و فواید آن بر ریسک خطر آن می چربد.

اشعه x فقط زمانی که سوییچ آن به صورت لحظه ای روشن ( on ) می شود تولید میگردد ، مثل نور مرئی ،‌ بعد از خاموش کردن سوییچ دیگر هیچ اشعه ای باقی   نمی ماند .

اشعه x در زندگی :

تصمیم در انجام آزمونهای اشعه x یکی از تصمیمات پزشکی است که بر پایه فواید آزمایش و ریسکهای بالقوه این پرتوها اخذ می گردد .

برای آ‍زمایشات با دز پائین،‌تهیه فیلم توسط تکنولوژیست معمولاً تصمیم آسانی است .برای آزمایشات با دوزبالاتر مثل CT Scan یا آزمونهایی که با ماده حاجب ( dyes ) ید دار یا باریم انجام می شود ،‌ رادیولوژیست سوابق آزمونهای پرتونگاری بیمار را مد نظر قرار می دهد .

اگر بیمار آزمونهای پرتونگار متوالی داشته است و اکنون نوع مراقبتهای پزشکی خود را تغییر داده است ،‌‌نگهداری و حفظ آزمونهای پرتونگاری قبلی ،‌‌ ایده خوبی است.این به پزشک کمک می کند تا آگاهانه تصمیم بگیرد .همچنین مطلع نمودن پزشک از حاملگی یا احتمال آن ،‌ قبل از انجام آزمونهای پرتونگاری مخصوصاً‌ پرتونگاری از شکم یا لگن بسیار مهم است .

حاملگی و اشعه x :

مثل تمام مراقبتهای پزشکی دیگر ،‌ دانستن اینکه بیمار حامله است یا احتمال حاملگی وجود دارد بسیار مهم است . بطور مثال حاملگی می تواند بسیاری از علائم یا یافته های پزشکی را موجه کند . وقتی یک بیمار حامله ، مریض است یا مجروح شده است ، پزشک ، درمانهای پزشکی را بسیار به دقت انتخاب می کند تا رشد جنین را از خطرات بالقوه مصون نگه دارد. این امر در بکارگیری اشعه x نیز صادق است . در حالیکه قسمت اعظم آزمونهای پرتونگاری برای جنین های رشد یافته ،‌ ریسک خطرناک مشخص ندارند ، ممکن است درصد کمی از ابتلا به بیماریهای جدی وجود داشته باشد . ریسک واقعی بستگی به مدت زمان حاملگی ( ماه چندم حاملگی ) و نوع اشعه x دارد. برای مثال در مطالعات سونوگرافی از اشعه x استفاده نمی شود و هرگز ریسک مشخص برای حاملگی ندارند . در پرتونگاری اشعه x از سر ،‌ بازوها و پاها و ریه ، معمولاً جنین به طور مستقیم اکسپوز نمی شود و بطور معمول تکنولوژیست تمهیداتی می اندیشد که جنین در بیماران حامله ،‌ به طور مستقیم اکسپوز نشود .

گاهی بیماران حامله ، به آزمونهای ناحیه شکم و لگن نیازمندند . در این صورت پزشک آزمونهای دیگری به جز آزمونهای اشعه x درخواست خواهد کرد و یا اینکه تعداد آزمونهای پرتونگاری را به حداقل خواهد رساند .

آزمونهای خیلی استاندارد اشعه x از شکم معمولاً ریسک جدی و خطرناکی برای جنین ندارند . بعضی از آزمونها مثل CT Scan از شکم و لگن مقدار اشعه زیادی را به جنین در حال رشد می رسانند .

مطلع نمودن رادیولوژیست ازحاملگی یااحتمال آن برای طرح ریزی مراقبتهای پزشکی مناسب برای بیماروجنین هردو،الزامی است.به یاد داشته باشیدکه این به خاطر به حداقل رساندن ریسکهای بالقوه درمراقبتهای پزشکی
است.

درآزمایشات تشعشع هسته ای که به عنوان پزشکی هسته ای شناخته می شوند،ازاشعه xاستفاده می کنند . اما « متد »استفاده از آن کاملاً با اشعه x متفاوت است و تصاویر کاملاً‌ متفاوت نسبت به تصاویر اشعه x تهیه می شود .

بکارگیری همان توصیه های قبلی در مورد مطلع نمودن پزشکی یا تکنولوژیست پزشکی هسته در مورد حاملگی یا احتمال آن بسیار مهم است.

به هر حال توصیه دیگر در پزشکی هسته ای به زنان شیرده است .بعضی از داروهایی که برای آزمونهای پزشکی هسته ای استفاده می شوند ،‌ می توانند وارد شیر مادر شده و در نتیجه نوزاد آنها را مصرف می کند . برای کم کردن این احتمال ، بهتراست مادر شیرده ، پزشک و تکنولوژیست پزشکی هسته ای را قبل از انجام آزمایش مطلع کند .ممکن است ازبیمار خواسته شود،‌ شیردهی را برای مدت کوتاهی قطع کند ، پستانهای خود را تخلیه کرده و شیر را دور بریزد . بعد از مدت زمان کوتاهی می توان شیردهی را دوباره شروع کرد .

دز تشعشعی دریافتی در آزمونهای interventional :

آزمونهای رادیولوژیک interventional نوعی تصویربرداری تشخیصی هستند که به پزشک برای درمان بیماران در شرایط خاص کمک می کند . این آزمونها اغلب نتایج پزشکی قابل قبول را با حداقل زمان بهبودی مهیا می کنند .

مثل بقیه آزمونهای پزشکی دیگر ، این آزمونها هم با ریسکهایی همراه هستند که این ریسکها بستگی به نوع آزمون دارد .

سونوگرافی:

گاهی سونوگرافی برای آزمونهای رادیولوژیکی interventional استفاده می شود . در سونوگرافی از امواج صوتی استفاده می شود که تا کنون ریسکی در این نوع آزمون با شدتهای مورد استفاده جاری ، شناسایی نشده است .

نوع دیگر آزمونهای interventional ، MRI می باشد . در این نوع آزمونها Screening خیلی دقیقی قبل از آزمون انجام می شود .

Screening به خاطر اطمینان از این است که بیمار قبلاً آزمون پزشکی دیگری نداشته و یا از مواد آرایشی که انجام آزمون را با خطر مواجه می کند استفاده نکرده است .

در آزمونهای رادیولوژیک interventional که از اشعه x استفاده می شود ، درصد خطر بستگی به نوع آزمون دارد . زیرا گاهی از تشعشع خیلی کم استفاده می شود در حالیکه در آزمونهای پیچیده تشعشع بیشتری بکارمی رود .

به طور کلی ، ریسک ایجاد کانسر در اثر اکسپوژر آنقدرها قابل توجه نیست وقتی که فوائدآزمون رادرنظر می گیریم .

در بسیاری از آ‍زمونهای پیچیده مثل آنهایی که برای بازکردن انسدادهای عروق خونی بکار می روند یا درمان   
نواحی از عروق که در اثر برآمدگی ضعیف شده اند یا به جریان انداختن غیر مستقیم خون ، درون عروق تغییر شکل یافته ، از مقدار تشعشع بسیار زیادی استفاده می شود .

اما  فواید انجام این آزمونهای پیچیده نجات زندگی بیمار است و تشعشع یا پرتوگیری در درجه دوم اهمیت قرار دارد .

در موارد بسیار نادر در نتیجه این آزمونها ،‌ بیمار معمولاً مشکلات پوستی پیدا می کند . به هر حال در آزمون های جراحی ، این موارد نادر محتمل به نظر می رسند وقتی که آزمون دشوار و طولانی است .

از آنجایی که ریسک این مشکلات بستگی به شرایط فردی دارد ، پزشک باید درباره وقوع این احتمالات بیمار را آگاه کند .



ارسال توسط .
 
تاريخ : شنبه 1386/10/08

 عبارت کلی است که برای رادیوگرافی از ساختمان CNSکه در داخل کانال مهره ای واقع شده است، بکار می رود .

این ازمایش با تزریق ماده حاجب به فضای ساب اراکونوئید از طریق سوراخ مهره ای  انجام می گیرد.

در بیشتر نقاط MRIبه طور گسترده جایگزین میلوگرافی شده است .

میلوگرافی به عنوان یک روش ازمایش در بیمارانی که ممنوعیت MRIدارند(افرادی که دارای ضربان ساز قلبی هستندو...)جهت نشان دادن جزئیات تشریحی کانال نخاعی ،ریشه های عصبی، تومورها، فتق دیسک(herniated disk) ،و همچنین برای تشخیص محدود شدن ساب اراکونوئید و تشخیص تنگی ستون نخاعی با تعیین الگوی جریان مایع CSFبکار می رود .

 

وضعیت تشریحی: نخاع در داخل ستون مهره ها به شکل استوانه ای        

باریک از سوراخ پس سری تا ناحیه کمر امتداد دارد. طول نخاع در اقایان کمی بلندتر از خانم هاست . طول ستون مهره ها بلندتر از نخاع است،به طوری که نخاع در دوران جنینی در سطح دومین قطعه ساکروم قرار دارد ،اما چون رشد کانال مهره ای بیشتر از نخاع است انتهای طناب نخاعی به بالا کشیده می شود و در بدو تولد در حد سومین مهره کمری و در افراد بالغ در حد بالایی دومین مهره کمری قرار می گیرد ،به قسمت انتهایی نخاع مخروط (conus medullaris)می گویند که از آن رشته های موسوم به ریشه های اعصاب نخاعی که تا سطح دومین قسمت ساکروم کشیده اند منشعب می شوند .

 

نخاع از خارج به داخل از سه لایه(مننژ)احاطه شده که این لایه ها بواسطه فضاهایی از یکدیگر جدا می شوند :

لایه سخت شامهdura mater))  لایه خارجی مننژ که از یک لایه الاستیک محکم ساخته شده که محل اتصالش از لبه های سوراخ پس سری تا حد دومین قسمت خاجی کشیده شده است  . بین این لایه و جدار و جدار کانال مهره ای فضای اپی دورال قرار دارد که از بافت همبند سست حاوی بافت چربی و عروق خونی است .

لایه عنکبوتیه(araconoid mater) لایه میانی مننژ که با لایه سخت شامه فضای ساب دورال را تشکیل می دهد در این فضا مقدار کمی مایع وجود دارد که CSF نیست

لایه نرم شامه (pia mater) لایه داخلی مننژ است که با لایه عنکبوتیه فضای نسبتا بزرگی بنام ساب اراکونوئید را تشکیل می دهد . این فضا حاوی مایع CSF میباشد این فضا به درون شیارهای مغز راه یافته و با بطن چهارم مغز و فضای دور عروقی ارتباط بر قرار می کند . در بعضی از نقاط فضای زیر عنکبوتیه بزرگ می شود که به انبار یا سیسترن معروف است ، بزرگترین سیسترن، سیسترن مگنا است که با بطن چهارم ارتباط دارد

مایع مغزی-نخاعی : قسمت اعظم این مایع توسط پالایش فعال شبکه های کوروئیدی بطن های جانبی و سوم و چهارم و مقدار کمی نیز از طریق پالایش جدار عروق مویرگی تولید می شود . مقدار ترشح این مایع در فرد بالغ500-600میلی لیتر در روز و حجم کلی آن در فضای ساب آراکونوئید و بطن های مغز حدود 90-150mlمی باشد،لذا مقدار زیادی از CSFمجددا" از طریق پرزهای عنکبوتیه جذب سینوس های سیاهرگی شده به خون باز می گردد . حجم این مایع در اطفال کم است لذا در جریان میلو گرافی  یا پنکسیون لمبار نباید حجم زیادی از این مایع خارج شود . CSFدر سیستم عصبی عمل حفاظتی داشته و بعنوان ضربه گیر عمل می کند . اولین بار والسالوا اهمیت این مایع را بیان نمود ،سپس ماژندی فیزیولوژی انرا تشریح کرد .

 

گردش CSFاز بطنهای جانبی شروع شده از طریق سوراخ مونرو وارد بطن سه و از راه سلویوس به بطن چهارم و سپس از راه دو سوراخ لوشکا و ماژندی وارد فضای ساب اراکونوئید می شود ، پس از آن CSFاز طریق سینوسهای سهمی توسط پرزهای اراکونوئید به درون سیاهرگها باز می گردد . بدین ترتیب مقدار ترشح CSFروزانه حدود سه برابر گنجایش فضای ساب اراکونوئید و بطن های مغزی است

 

 

اندیکاسیون

آزمایش میلو گرافی به منظور مطالعه ساختمان تشریحی کانال مهره ای و ریشه های عصبی (رادیکول)و عوامل مرضی انها بخصوص اثر فشار بروی کانال ناشی از فشار تومورها و بویژه فشار فتق دیسک بین مهره ای و انسداد کانال مهره ای (Spinal canal block)و پرولاپس دیسک صورت می گیرد .

کنترا اندیکاسیون(contra-indication):

وجود خون در,CSFبیمارانی که فشار داخل جمجمه ای انها افزایش یافته،بیماران مبتلا به عفونت مننژو حساسیت شدید به ید

 

-مواد حاجب در میلوگرافیContrast media for myelography

 

از دو نوع کنتراست شفاف negative))وکدرpositive))استفاده می شود . کنتراست منفی شامل گازها می باشد که از CSFسبکتر بوده در بالاترین سطح مایع در کانال مهره ای قرار می گیرد .آزمون میلو گرافی با کنتراست منفیpnemo myelography نام دارد که اولین بار در سال 1919توسط دندی صورت گرفت.

هوا و اکسیژن از مواد حاجب منفی می باشد که در میلو گرافی بخصوص در نواحی گردن و پشتی استفاده می شود . بعلت جذب سریع اکسیژن امروزه هوا بعنوان مناسبترین گاز در میلوگرافی استفاده می شود.

 

مزایای پنمو میلوگرافی :

کاهش التهاب در کانال مهره ای ،عدم نیاز به خارج کردن و جذب سریع عامل کنتراست(گازها در فاصله 24تا 48 ساعت جذب می شوند ،نمایان سازی قابل توجه تمام طول کانال مهره ای و نخاع بخصوص در وضعیت نیمرخ و توموگرافی در این وضعیت مورد توجه می باشد . دانسیته ملایم گازها ضایعات کوچک کانال مهره ای را مانند وجود تومورهای کوچک بخصوص در محل اتصال معایب پنمو میلوگرافی

مشکل تکنیکی ،صرف وقت زیاد به همراه وسایل حساس ، خارج شدن مایع مغزی نخاعی ، تدا خل عامل کنتراست با گازهای موجود در نای و روده ها و ایجاد مشکل در وضعیت روبرو ، ضعف دانسیته گاز و تشخیص غلط و عوارض ناشی از تزریق گاز مانند تهوع ،استفراغ ،سردرد و اختلال در حس لمس را نام برد .

البته پنومومیلوگرافی با کشف مواد حاجب یددار منسوخ گردید

سر به گردن را بخوبی نمایان می سازد . همچنین پیچیدگیهای ریشه های عصبی که ممکن است با عوامل کنتراست مثبت قابل تشخیص نباشد با این روش به خوبی ارزیابی می گردد.

 

ترکیبات یددار در مایلوگرافی

لیپودل اولین بار در سال 1922توسط SICAR & FORISTIER گزارش گردید .دو نوع لیپودل شناخته شده است :

HIGH VISCOSITY & LOW VISCOSITY

لیپودل با غلظت کم حاوی 10% ید می باشد و لیپودل با غلظت زیاد حاوی 40%ید می باشد. لذا نوع اول پس از تزریق اگر بیمار نشسته باشد در بالاترین ارتفاع کانال و نوع دوم در پایین ترین قسمت کانال قرار می گیرد.از مزایای این ماده ی حاجب روغنی ،کنتراست بالا ، مخلوت نشدن با CSF  ودر نتیجه رقیق نشدن و از معایب آن عدم مشاهده ریشه ی اعصاب نخاعی است.که به علت روغنی بودن به شکل گلوله های متعدد در میایند . در صورت آسپیره نکردن آن از کانال احتمال عفونت پرده آراکونوئید قابل ذکر میباشد

 

پس از لیپودل از ماده ی حاجب روغنی به نام Myodil با نام شیمیایی Iophendylate  در کشور انگلیس با نام Ethiodan  و در آمریکا با نام پانتو پاک استفاده کردند.

پانتوپاک محتوی 30.5% ید الی با وزن مخصوص 1.26 در دمای 20 درجه سانتی گراد می باشد .

از مزایای پانتوپاک : جهت تشخیص ضایعات کانال نخاعی یک ماده حاجب ایده ال است و غلاف ریشه های عصبی به طور رضایت بخش با پانتوپاک مشاهده می شود. پانتوپاک از نظر شیمیایی روغنی بوده ولی به شکل مایع ابی تظاهر می کند .

معایب پانتوپاک: ممکن است باعث تحریک لایه عنکبوتیه و مننژیت شود. عفونت ؛تحریک شدید ،و مرگ پیامد میلوگرافی با پانتوپاک  می باشد.

 

 

پس از کشف مواد حاجب محلول در اب کاربرد کنتراستهای روغنی محدود گردید.

از مواد حاجب محلول در اب می توان به میلوتراست ، تروتراست و دایمر ایکس اشاره کرد.

دایمر ایکس بطنهای مغزی بخصوص ریشه های عصبی را بخوبی نمایان می سازد که به آن ماده حاجب اختصاصی ریشه های عصبی گفته می شود.

ولی بدلیل یونیزه شدن این مواد از مواد حاجب غیر یونی محلول در اب مانند آمیپاک(metrizamide)،امنیپاک(iohexol)و نیوپام(iopamidol)استفاده کرد.

بطور کلی ویژگیهای ماده حاجب ایده ال در رادیولوژی شامل موارد زیر می باشد:

1-غلظت پایین بمنظور مخلوط شدن با مایع CSF

2- بسادگی جزییات تشریحی کانال مهره ای، ریشه های اعصاب نخاعی و بیماری های انرا نشان دهد

3- موجب اثرات سوء در بیمار نشده و بسرعت از راه پالایش کلیوی دفع شود.

4- نیاز به خارج ساختن ان (aspiration)از کانال مهره ای نباشد.

 

-آماده کردن بیمار

  

آمادگی خاصی برای این آزمایش وجود ندارد،ولی بهتر است بیمار چند ساعت قبل از آزمایش از خوردن غذا و مایعات خود داری کند. برای بیماران مظطرب از آرام بخش (valium)قبل از شروع آزمایش استفاده شود. تشریح و توضیح نحوه آزمون برای بیمار موجب همکاری بیشتر بیمار می گردد. همراه داشتن ماده حاجب ،سرنگ یکبار مصرف 5ccجهت تزریق ماده بیهسی موضعیlidocain2% و 20ccبرای ماده حاجب و سوزن پونکسین یکبار مصرف شماره 20و21 نیز ضرورت دارد.

Scout image در وضعیت های روبرو،نیمرخ و ابلیک های راست و چپ از ستون مهره های ناحیه مورد نظر جهت مشاهده عوارض مرضی و تعیین شرایط تابش مناسب تهیه می شود.

 

-روش آزمایش

 

قبل از شروع آزمایش لازمست است دستگاه رادیولوژی کاملا ضد عفونی شده و حائل پائی و شانه ای به تخت نصب گردد. پس از دسترس قرار دادن داروهای اورژانسی و پمپ اکسیژن و پوشاندن گان پشت باز ، بیمار روی تخت چهار زانو می نشیند ،بعد به جلو خم میشود . بیمارانی که بعلت درد قادر به نشستن نمی باشند به پهلوی راست یا چپ می خوابند و زانوها را خم کرده و بالا می آورند و در مواردی که بیمار به دو روش قبلی نمی تواند همکاری کند به روی شکم خوابیده و با قرار دادن بالش در زیر شکم تحدب مهره ها مهیا می گردد

قبل از ضد عفونی کردن ناحیه لومبار باید محل پونکسیون با فشار نوک ناخن در سطح پوست که بطور معمول حد فاصل بین L2 _L3 میباشد ، مشخص میگردد. فواصل بین مهره ای از L2 به پایین جهت پونکسیون مجاز هستند . ولی چون بیشتر ضایعات در مهره های پایینی کمر بخصوص L4_L5 و L5_S1 میباشند ، پونکسیون این مهره ها ممکن است ارتیفکت ایجاد کند و بیماری اشتباه شود .همچنین سطوح جانبی مهره های C1_C2 و بندرت سوراخ پس سری از نقاط پونکسیون در مواردی است که ناحیه لمبار بعلل مختلف منع پونکسیون شده باشد.ولی بطور کلی برای میلوگرافی هر ناحیه از ستون فقرات محل پونکسیون انتخابی L2_L3توصیه شده است.

پس از مشخص شدن محل ورود سوزن ناحیه کمری با محلول ضدعفونی کننده شسته شده و بعد از تزریق 3 الی 5 میلی لیتر محلول Lidocainدر محل انتخاب شده ،سوزن پونکسیون بنحوی که شکاف انتهای سوزن رو به بالاست وارد فضای تحت عنکبوتیه می شود.در این حالت صدای سوراخ شدن عنکبوتیه احساس شده وسپس ماندرن سوزن خارج شده و خروج مایع CSFمشاهده می شود. بلافاصله شکاف سوزن به پایین چرخیده و سرنگ حاوی ماده حاجب بمیزان 10 میلی لیتر برای هر قسمت از ستون مهره ها بانتهای سوزن نصب شده و تزریق ماده کنتراست به آهستگی انجام می شود .

تزریق سریع ماتده حاجب ممکن است موجب پراکندگی و ایجاد جریان گرد ابی در CSFگردد که باعث نارضایتی از آزمایش می شود .

 

پس از تزریق ماده حاجب محلول در اب در کانال سوزن از محل خارج شده و چنانچه ماده حاجب روغنی باشد ،سوزن تا پایان آزمایش در محل باقی می ماند تا انتهای آزمایش ماده روغنی از کانال آسپره شود.پس از خارج کردن سوزن ،چنانچه میلوگرافی کمری مورد نظر باشد،تخت حالت تقریبا عمودی در می آید تا ماده حا=جب بخوبی پایین آمده و ناحیه CONUSو در نتیجه ریشه های اعصاب نخاعی را پر کند.تصویر برداری با ماده حاجب محبلول در اب باید بسرعت انجام شود تا موجب رقیق شدن ماده کنتراست با CSFنگردد،چنانچه میلوگرافی ناحیه دورسال مد نظر باشد،بلافاصله تخت به آهستگی بوضعیت ترندرنبورگ در آمدهو با کنترل TVماده کنتراست به ناحیه دورسال هدایت می شود،سپس تخت بحالت افقی در امدهخ و تصویر برداری صورت می گیرد.

 

چنانچه میلو گرافی ناحیه گردن مورد نظر باشد ،در حالیکه بیمار بروی شکم خوابیده ،تخت ترند لنبورگ با زاویه بیشتر شده و ستون ماده حاجب بطرف ناحیه سرویکال با کنترل مونیتور هدایت میشود.بیمار چانه خود را به روی بالش کوچک که روی تخت قرار گرفته،می گذارد تا ماده حاجب از سوراخ پس سری وارد جمجمه نگردد، کاست بصورت عمودی در سطح طرفی گردن قرار گرفته و با اشعه افقی کلیشه نیمرخ تهیه می شود.سپس وضعیت های ابلیک و روبرو نیز تهیه می شود برای مطاله کانال در ناحیه T1وC7نمای swimmer,sتهیه می گردد.تصویربرداری از ناحیه تصویر برداری از ناحیه لمبار و لمبوساکرال در چهار جهت روبرو،نیمرخ  و ابلیک های راست و چپ انجام می شود.ممکنست متعاقب مایلو گرافی با روش CT.SCAN نیز بمنظور دستیابی به تشخیص بهتر بخصوص مطالعه شکل،اندازه،وضعیت نخاع و ریشه های اعصاب نخاعی تصویر برداری انجام گیرد.در مواقعی که بیمار مبتلا به کیفوز فوقانی یا تحتانی مهرههای پشتی باشد ،در میلو گرافی سرویکال و دورسال،پونکسیون از ناحیه C1-C2صورت می گیرد .مقدار ماده حاجب برای هر ناحیه از ستون مهره ها 10میلی لیتر و چنانچه میلو گرافی از تمام ستون مهره ها(total M.)مورد نیاز باشد مقدار ماده به دو برابر افزایش می یابد.

دورسال ممکن است در دو جهت روبرو و نیمرخ صورت گیرد.

 

روش میلوگرافی با ماده حاجب روغنی با مواد حاجب محلول در آب مشابه است و تنها اختلاف انها در مقدار عامل کنتراست و خارج ساختن آن پس از خاتمه ی کار است.برای این منظور سوزن پس از تزریق در محل پونکسیون باقی می ماند.تخت به طرف پا چرخیده ماده ی حاجب را با مقداری از مایع مغزی- نخاعی به بیرون آسپیره می کنند.باید در نظر داشت که خروج مایع مغزی-نخاعی به کمترین مقدار صورت گیرد.همچنین حرکت تخت باید به آهستگی صورت بگیرد تا از تکه تکه شدن وایجاد حباب های کروی ماده ی حاجب جلوگیری شود.مقدار ماده ی حاجب روغنی (مایودیل)برای مطالعه ی کانال مهره ای ناحیه ی کمری ml10- 15ناحیه ی پشتی 15-25mlوجهت ناحیه گردنی15-20ml می باشد.

البته مقادیر بسیار کم ماده ی حاجب روغنی ،حتی در حد 2میلی لیتر قادر است که محل دقیق انسداد کامل را نشان دهد

مقدار گازتزریقی ناحیه گردنی100،پشتی75وکمری40سانتی متر مکعب است

 

 

 



ارسال توسط .
 
تاريخ : چهارشنبه 1386/10/05

 

در توموگرافي كامپيوتري که گاهي اوقات CT scan نيز ناميده مي شود ، از تجهيزات مخصوص x- Ray استفاده مي شود، تا تصاويري از زواياي مختلف بدن ايجاد كند. رايانه، اطلاعات دريافتي را براي نشان دادن مقطعي از بافت بدن و اندام ها را پردازش مي كند. تصويربرداري CT مي تواند انواع مختلفي از بافت ها ، مانند ريه، استخوان، بافت نرم و رگ هاي خوني را با وضوح زياد نشان دهد ، كه درآن از تجهيزات تخصصي و كارشناسان خبره، براي ايجاد تصاوير استفاده مي شود. با استفاده از CT، راديولوژيست ها خيلي آسان تر مي توانند مشكلات و بيماري هاي عروقي ، معده، بيماري هاي عفوني، ضربه ها و بي نظميها ، ماهيچه اي – اسكلتي را تشخيص دهند. براي افزايش جزييات از تصاوير مقطعي از هر بافت استفاده مي شود.  CT يكي از بهترين ابزارهاي مطالعه قفسه سينه و شكم مي باشد. اغلب براي تشخيص بيشتر سرطان ها، مانند ريه، كبد، و سرطان پانكراتيك ارجحيت دارد و به پزشك اجازه مي دهد كه وجود تومور، اندازه ، موقعيت دقيق، توسعه و پيشرفت تومور را با مقايسه نسبت به بافت هاي هم جوار تشخيص دهد. به همین دلیل آزمون CT  روش تشخيص و درماني مهمي در مشكلات و صدمات مهره اي و آسيبهاي وارده در دست، پا و ساختمان اسكلتي ساخته است. تصوير برداري CT،  در اندازه گيري، چگالي موادمعدني استخوان و تشخيص پوكي استخوان كاربرد دارد. در موارد ضرب ديدگي، CT به سرعت صدمات وارده به كبد، طحال ، كليه و يا هر ارگان ديگر را تشخيص مي دهد.

 

براي سي تي اسكن چه بايد انجام داد؟

شما بايد لباس هاي راحت، گشاد و مناسب بپوشيد، اشياء فلزي مي تواند در تصوير تاثير بگذارد. بنابراين بايد لباس زيپ دار و گيره دار را درآوريد. ممكن است از شما درخواست شود كه سنجاق سر، جواهرات، عينك، سمعك و دندان مصنوعي و هر چيزي را كه در قسمت مورد نظر قرار دارد، در آوريد. هم چنين ممكن است از شما درخواست شود كه براي يك يا چند ساعت قبل از آزمايش از خوردن و آشاميدن خوداري كنيد. زنان باردار حتماً بايد قبل از آزمايش پزشك يا تكنسين رادیولوژی  را آگاه سازند.                               

دستگاه CT اسکن چه تجهیزاتی دارد؟

دستگاه سي تي ، ماشين بزرگ، مربع شكل با يك تونل در مركز مي باشد. بیمار بسيار آرام به روي ميزي كه مي تواند به بالا، پايين و به آهستگي به داخل و خارج از مركز اين تونل حركت كند دراز مي كشد. بر روي تيوپ دستگاه     X-Ray يك گنتري دوار وجود دارد كه در اطراف بدن بيمار حركت مي كند و تصاويري از بدن بيمار گرفته مي شود. در هنگام حركت تخت، صداهايي از آن ايجاد مي شود. تكنولوژيست مي تواند شما را ببيند و با شما صحبت نمايد. شما در طي آزمون در اتاق تنها هستيد.

 

اين آزمون چگونه انجام مي شود؟

در بيشتر آزمون ها، CT بسيار شبيه به آزمون هاي x-Ray مي باشد. پرتوهاي X-Ray به صورتي كنترل شده وارد بدن بيمار شده و بافتهاي مختلف ، اين پرتوها را با سرعت هاي مختلف جذب مي كنند. در راديولوژي ساده، هنگامي كه فيلم مخصوص اكسپوز مي شود تصاويري از اندام هاي داخلي بدن ايجاد مي شود. در فيلم هاي CT ، آرايش چندين دتكتور در كنار هم براي اندازه گيري مقدار اشعه X-Ray در برش مورد نظر استفاده مي شود.

درون CT scanner يك گنتري گرداننده كه به يك سمت تيوپ X-Ray و آشكارساز قوسي شكل در طرف مخالف آن نصب شده است، پرتوهاي X-Ray در قسمت پروانه اي شكل، از چارچوب دوار تيوپ X-Ray منتشر مي شود و آن گاه در اطراف بيمار آشكار مي شوند.هرگاه تيوپ X-Ray و آشكارساز 360 درجه چرخيد پرتوها از يك مقطع باريك عبور كرده و تصوير ايجاد مي شود. در طي هر چرخش، اشكارساز حدود 1000 تصوير از عبور X-Ray ثبت مي كند. اين تصاوير توسط رايانه مخصوص، تصاوير دو بعدي از برش اسكن شده را، بازسازي مي كند. ممكن است شما فكر كنيد كه قسمتي  از آن، اسكن به عمل مي آيد مشابه يك قرص نان برشي بسيار باريك باشد. تصوير اين برش ها، توسط كامپيوتر پردازش شده و در نتيجه جزييات تصوير هاي چند بعدي از بدن، به خوبي قابل رويت مي گردد.

تكنولوژي سي تي اسپيرال، دقت تصاوير را  نسبت به سي تي معمولی براي بيشتر بيماري ها افزايش داده است.  تكنيك تصويربرداري از رگ ها كه سي تي اسپيرال انژيوگرافي ناميده مي شود، يك روش غير تهاجمي و ارزان تر نسبت به آنژيوگرافي معمولي مي باشد، و به پزشك اجازه مي دهد تا رگ هاي خوني را بدون نياز بيشتر به روش هاي تهاجمي ببيند.

 كلمه سي تي اسپيرال از شكل ، مسيري كه پرتوهاي X-Ray در طول اسكن كردن ، طي مي كنند گرفته شده است. ميز آزمايش با سرعت ثابت، از ميان گنتري اسكنر، هنگامي كه تيوپ X-Ray پي در پي اطراف بيمار مي چرخد، حركت مي كند. و يك مسير مارپيچي را از درون بدن بيمار طي مي كند. اين مسير مارپيچي، بدون اين كه بين تصاوير وقفه ايجاد شود پي در پي داده ها را جمع مي كند. به وسيله سي تي اسپيرال و توالي سريع تر تصوير، تصاويري با كيفيت بالاتر و پرتوگيري كمتر ايجاد مي شود. سي تي اسپيرال، كه سي تي چند آشكارساز نیز ناميده مي شود، معمولاً از چهار تا شانزده رديف سيستم تشكيل يافته است. همچنین سي تي اسكنرهايي با 24 آشكارساز، هم اكنون وجود دارند. استفاده از 12 رديف سيستم اسكنر، مي تواند 32 تصوير در هر ثانيه به وجود آورد.

در اسكن اسپيرال، فرد بايد نفس خود را نگه دارد كه اجازه مي دهد اسكن كردن از chest يا abdomen در 10 ثانيه يا كمتر انجام می شود. سرعت تصويربرداري در همه بيماران، به ويژه در سالمندان، كودكان و يا در بيماران بدحال ضروري است.  در افرادي كه اسكن آن ها طول مي كشد تصاوير آن ها معمولاً ناواضح  است. CT چند آشكارساز، كاربردي مشابه با سي تي آنژيوگرافي دارد. اما فوايد آن بيشتر است.

در سي تي معمولي، ضايعه هاي كوچك، هنگامي كه فاصله اي بين اسكن ها وجود داشته باشد، ممكن است آشكار نشود. زيرا ضايعه ممكن است در فاصله بين اسكن ها گم شود. سرعت اسكن مارپيچي و نگه داشتن نفس، سرعت تشخيص ضايعه را افزايش مي دهد.

 

CT scan چگونه انجام مي شود؟

تكنولوژيست به روي تخت سي تي به بيمار پوزيشن مي دهد و براي ثابت كردن پوزيشن بيمار، ممكن است از بالش استفاده كند. تخت به كندي در درون دستگاه سي تي حركت مي كند. بستگي به منطقه اي از بدن  بيمار که  آزمايش مي شود، افزايش حركت ممكن است آن قدر كم باشد كه بيمار آن را احساس نكند و يا آن قدر زياد باشد كه بيمار متوجه اين حركت شود، آزمون سي تي اغلب به استفاده از مواد كنتراست نياز دارد. تا اين كه وضوح بافت مشخص  يا رگ هاي خوني افزايش يابد.

ماده كنتراست ممكن است از طريق خوراكي يا تزريق مستقيم به درون سياهرگ ها و يا به صورت تنقيه به بدن وارد شود كه بستگي به منطقه اي دارد كه بيمار آزمايش مي شود. راديولوژيست يا تكنولوژيست ممكن است از بيمار در مورد آلرژي ها و به خصوص حساسيت به داروي خاص سئوال كند و يا بيماري هايي مانند ديابت، آسم، بيماري هاي قلبي، مشكلات كليوي يا تيروئيد كه در هر كدام از اين حالات ممكن است خطر واكنش به مواد كنتراست و يا مشكلات ديگري كه منجر به خارج ساختن ماده كنتراست از بدن بيمار مي شود وجود داشته باشد.

آزمون CT معمولاً حدود 5 تا 30 دقيقه طول مي كشد. هنگامي كه آزمون انجام مي شود بيمار بايد منتظر بماند، تا تصاوير آماده شده و  مشخص شود آيا به تصاوير بيشتري نياز هست يا نه. بيشتر مراكز شكستگي، يك CT scanner در قسمت اورژانس خود دارند.

سي تي در تشخيص و درمان بيماري هاي عروقي كه ممكن است باعث سكته، نارسايي كليه و يا حتي مرگ شود نقش بسيار مهمي را ايفا مي كند.

 

در طي آزمون چه تجربه اي خواهيم داشت؟

CT هيچ دردي ندارد. در سي تي مارپيچي، فرد بايد تا زماني كه لازم است دراز بكشد و براي هر آزمون، آمادگي لازم به آن آزمون داشته باشد. ممكن است از شما درخواست شود تا اين كه ماده كنتراست مثبت، براي تشخيص بهتر  در مورد معده ، روده كوچك و يا كولون استفاده كنيد.

بعضي از بيماران فكر مي كنند كه طعم ماده كنتراست خيلي بد است اما مي توان به آساني آن را تحمل كرد. اگر آزمون از كولون باشد، ماده كنتراست از طريق تنقيه وارد كولون مي شود. شما در طي آزمايش احساس پري شكم داريد و ممكن است احساس كنيد كه مايع از بدن شما خارج مي شود، كه هر چه آزمايش سريع تر انجام شود، بيمار راحت تر خواهد بود. براي رگ هاي خوني و كليه ها آزمون رايج تزريق ماده حاجب از طريق سياهرگ ها است. كه بافت نرمال و يا غير نرمال در ارگان هايي شبيه كبد و طحال و ... تشخيص داده مي شود.  بعضي از بيماران گرماي زيادي در بدن خود احساس مي كنند و يا ممكن است كه طعم فلز در پشت دهان خود احساس كنند كه معمولا يك يا دو دقيقه بعد از بين مي رود. بعضي از افراد احساس گزش دارند، اگر انها احساس گزش و يا ورم هاي گوچك بر روي پوستشان داشتند، مي توانند با دارو معالجه شوند. كه مي تواند علت استعمال ماده كنتراست خاصی باشد و نياز به درمان فوري دارد. بنابراين اگر شما اين علائم را داشتيد سريعاً تكنولوژيست را با خبر سازيد. البته در موارد كنتراست جديد اين تاثيرات زيان آور به حداقل رسيده است. در طي اسكن، شما در اتاق خواهيد ماند البته، تكنولوژيست مي تواند شما را ببيند و صحبت هايتان را بشنود و با شما صحبت كند. براي اطفال، پدر و مادر مي توانند همراه بيمار در اتاق بمانند تا ترس كودك را كاهش دهند، اما استفاده از شيلت سربي، براي جلوگيري از پرتوگيري اين افراد، لازم است.

نتايج توسط چه كسي تفسير مي شود؟

راديولوژيستي كه از پزشكي و سي تي و ديگر آزمون هاي راديولوژي مطلع است، تصاوير را تفسير مي كند و گزارشات آن را برای پزشك معالج ارسال مي كند. پزشك معالج ، در مورد فردي كه نتايج را به دست مي آورد، اطلاعاتي را در اختيار بيمار خواهد گذاشت. در تكنولوژي جديد، گزارشات تشخيصي و ارجاع تصاوير، از طريق اينترنت امكان پذير مي باشد.

 

فوايد و خطرات آن چيست؟

مزایا :

* برخلاف روش هاي تصويرگيري ديگر در سي تي جزييات بيشتر از بافت هايي مانند ريه ها، استخوان ها، بافت نرم و رگ هاي خوني ديده مي شود.

* سي تي بدون درد ، تهاجمي و دقيق است.

* آزمون سي تي سريع و آسان است و در موارد آسيب ديدگي ها، ضايعات داخلي و خونريزي ها را به سرعت آشكار مي كند تا نجات جان بيمار آسان تر شود.

* سي تي نياز به روش هاي تهاجمي مانند جراحي و نمونه برداري را كاهش مي دهد.

* سي تي، نرمال و يا غير نرمال بودن ساختارهاي بدن را تشخيص مي دهد و يك راهنماي دقيق براي راديوتراپي، بيوپسي و ديگر روش هاي تهاجمي است.

* سي تي ، ابزاری ارزشمند براي طيف وسيعي از مشكلات باليني است.

 

خطرات :

* در سي تي نيز مانند X-Ray از پرتو اشعه X  استفاده مي شود ، اما منافع تشخيص آن به مراتب بيشتر از زيان آن است. پرتوهاي موثر در اين آزمون  در حد10msv  است. كه ميانگين دريافت پرتوهاي پراكنده در مدت سه سال است.

*  زنان در صورت احتمال بارداري حتما بايد پزشك يا تكنولوژيست را با خبر سازند.

مادران شيرده بايد تا 24 ساعت پس از تزريق ماده كنتراست به فرزند خود شير ندهند.

عكس العمل هاي بدن به ماده كنتراست يد دار و خطرهاي الرژيك جدي بسيار نادر است و بخش راديولوژي به داروهاي اورژانس مجهز مي باشد و به اين موارد سريعاً رسيدگي خواهد شد. 

محدوديتهاي CT اسكن چيست؟

بسياري از جزييات بافت هاي نرم در مناطقي مانند زانو و شانه در MRI سريع تر تشخيص داده مي شود. اين آزمون به طور معمول براي زنان باردار انجام نمي شود

 



ارسال توسط .
 
تاريخ : یکشنبه 1386/10/02

تعريف سيالو گرافي و تاريخچه

 

n      آزمايش راديولوژيك غدد بناگوشي و تحت فكي و مجراي آنها را با تزريق ماده ي حاجب گويند.

n       در سال 1904 carpyبا تزريق  جيوه به داخل غده ي پاروتيد خارج شده از بدن اولين سيالوگرام را انجام داد و بعد آرسيلين اولين سيالوگرافي را با تزريق بيسموت بر روي انسان زنده انجام داد و از سال 1926 سيالوگرافي با ماده ي حاجب قابل قبول مانند ليپودل متداول گشت .

n       

آناتومي غدد بزاقي

 

سه جفت غدد بزاقي به نامهاي

n       غدد بناگوشي يا {parotid. G}

n       غدد تحت فكي {submandibular.G}

n       غدد زير زباني {sublingual.g} در مجاورت حفره دهان وجود دارند كه بزاق را ترشح كرده و حاوي انزيم گوارشي پتيلاز ميباشد كه در هضم مواد غذايي كمك ميكنند.

 

 

غده ي بناگوشي

 

بزرگترين غده ي بزاقي است كه در زير قوس زايگوما ،جلو و زير گوش قرار دارد  كه مجراي ترشحي ان استنسون به طول 5 سانتيمتر جلوي عضله ي ماستر در مقابل دومين دندان آسياب بزرگ بالا بر روي پاپيلاي كوچك ترشحات خود را به حفره ي دهان مي ريزد .

 

غده ي تحت فكي

 

در دو طرف گردن در حاشيه ي داخلي فك پايين بين تنه ي فك پايين و استخوان هيووئيد قرار دارد و مجراي ترشحي ان وارتون به طول 5 سانتيمتر در دو طرف ديواره ي زير زباني بر روي پاپيلاي كوچك قرار دارد.

 

غده ي زير زباني

 

كوچكترين غده ي بزاقي در قسمت جلوي كف دهان بر روي عضله ي مايلوهايوييد قرار دارد و مجراي ترشحي ان رينوس نام دارد .

   رينوس ها ممكن است به هم متصل شده و مجراي واحد بارتولين را ايجاد كنند كه اگر اين مجرا با مجراي وارتون{مجراي غده ي زير فكي}ارتباط داشته باشد در اين صورت آزمون سيالوگرافي از اين ناحيه ممكن خواهد بود .

 

سيالو گرافي و نحوه ي انجام آن

 

n      راديوگرافي مقدماتي جهت ارزيابي سنگ ، ‌كالسيفيكاسيون و عوامل تابش در يكي از وضعيت هاي روبرو ابليك و يا نيمرخ انجام  ميگيرد .

 

n      بيمار روي تخت راديولوژي مي خوابد و مدخل مجراي ترشحي با اسپري ليدوكايين يا گزيلوكايين بي حسي داده مي شود و در براي پيدا كردن مجراي ترشحي غدد از ليمو ترش همراه با فشار در سيالوگرافي از مواد حاجب روغني مثل ليپيدول يا پا نتو پا ك ويا از مواد حاجب محلول درآب مثل اروگرافين 76% به ميزان   2 -1ml  استفاده ميشود كه تنها عارضه آن تورم غدد بزاقي به مدت 24 ساعت بعد تزريق است كه بعضي از راديولوژيستها با استفاده ازاسيد سيتريك ماده حاجب رابعد ازآزمايش خارج ميكنند.

n       

n       

n       

n      در بررسي غدد تحت فكي ماد ه ي حاجب  در مجراي wharton و در غدد بنا گوشي در مجراي stenson  تزريق مي شود.

n      استفاده مي كنيم .

نحوه ي تزريق مواد حاجب

n      پس از يافتن مجرا با ديلاتور يا متسع كننده مدخل مجرا با ظرافت  متسع شده و سپس با ميله هاي پروب مجرا كنار زده مي شود و كاتتر سيالوگرام داخل ان قرار ميگيرد پس از تزريق ماد ه ي حاجب از پنبه هاي لوله اي شده دندان پزشكي براي جلوگيري از پراكندگي بزاق در اطراف مجرا استفاده مي شود چون اين روش باعث جذب بهتر ماده ي حاجب مي شود .

 

نكته ي مهم


كاتتر تا پايان آزمايش داخل مجرا باقي مي ماند و بيمار حين اكسپوژحدالامكان نبايد زبان خود را حركت دهد.

 

پرتونگاري از غدد بزاقي با روشهاي اختصاصي

 

پرتونگاري يا به وسيله ي:

  1.   فلوروگرافي  (TV)
  2. OPG يا {Orthopantomography}  انجام ميگيرد .

 

 

 

ساير نما هاي پرتونگاري براي غدد

 

1- غدد پاروتيد

n      AP_PA{ترجيحا تانژانسيل}

n       LAT

n      LAT.Obliqe به حالت خواييده يا نشسته

 

2-غدد تحت فكي

         axial 

          axial.obliqe 

                 lateral 

          lateral.obliqe

 

 

1- غدد پاروتيد

وضعيت هاي روبرو را بهتر است به طريقه ي تانژانسيل انجام داد ودر AP سر 5-10 درجه به طرف نيمه ي مخالف و در PA سر به طرف نيمه ي مورد نظر مي چرخد وتمركز اشعه بالاي زاويه ي فكي صورت ميگيرد.

 

  LATERAL : وضعيت نيمرخ مشا به نيمرخ فك پايين  با تمركز اشعه بر روي زاويه ي فكي مي با شد .

 

   LAT.Obliqe: در اين حالت دو نيمه ي فك از روي هم جدا مي شوند كه در اين وضعيت سر و صورت در وضعيت نيم رخ  ثابت شده  و سپس  تيوپ 25 درجه به طرف سر مي چرخد و تمركز اشعه زير زاويه ي فكي است .

 

2-غدد تحت فكي

براي نماهاي اگزيال واگزيال ابليك از فيلم ها ي اكلوزال استفاده مي شود وتمر كز اشعه به صورت IS

 

    AXIAL:پس از قرار گرفتن فيلم ارواره اي داخل دهان و ثابت شدن ان بين دندان ها .گردن كشيده و سر كاملا به عقب رانده شده و تمركز اشعه در حد فا صل بين تنه فك پايين بر فيلم عمود مي شود.

 

    AXIAL.Obliqe:در اين حالت سر و صورت به سمت نيمه ي مخالف خم شده وچانه بالا امده و تمركز اشعه زير زاويه ي فكي مي باشد.

                                   

LATERAL   وATERAL Obliqe :مشا به سيالو گرافي پاروتيد است با اين تفاوت كه بيمار با فشار چوب ابسلانگ يا انگشتان اشاره و مياني بروي زبان باعث پايين امدن نسج نرم كف دهان و در نتيجه خارج شدن غده ي تحت فكي از زير پوشش تنه ي فك پايين مي شود.كه به اين عمل مانور ايگلئور مي گويند. {Igleure manouvre } .

 

 

اندیکاسیون  سيالوگرافي

 

n      بزرگ شدن متناوب غدد بزاقي ،تنگي ،انسداد،اتساع مجاري ترشحي،تغييرات ثانويه ي ناشي از تروما و تومور هاي خوش خيم و بد خيم و سنگهاي بزاقی در صورتي كه  بعد از سيالو گرافي، ct گرام انجام گيرد انديكاسيون ها عبارت خواهد بود از:

n      تشخيص افتراق تومورهاي پاروتيد وتحت فكي وارزيابي ميزان گستردگي تومورها قبل ازعمل جراحي  

 

تهیه وتنظیم: مهدی نعیمی



ارسال توسط .